۲۱ آذر ۹۶ ، ساعت ۰۲:۰۳
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    133
  • بازدید دیروز :

    311
  • بازدید این هفته :

    1229
  • رتبه الکسا :

    37680
ImageWeek
گفتگو با مهدی عندلیبی آهنگساز آبادانی آخرین آلبوم زنده یاد ناصر عبدالهی
کد خبر : 12720۲۶ | در تاريخ : آبان ۲۶, ۱۳۹۶ | ساعت : ۲:۰۵ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

مهدی عندلیبی از مافیایی می گوید که حلقوم هنرمندان را چنان می فشارد که گاهی مجبور می شوند عطای هنرشان را به لقای برخی ببخشایند.

مهدی عندلیبی  ؛ آهنگساز جوان اما کم کار جنوبی رو از قدیم می شناسم. سال ها در بوشهر فعالیت داشت و من هم تاتر موزیکال کار میکردم و ایشان زحمت ساخت آهنگ ها را بر عهده داشت.کم کار بودن مهدی عندلیبی با توجه به توانایی ها و حضور در عرصه ی حرفه ای این شغل ؛ بیش از هر چیز دیگر مرا بر آن داشت تا گفتگوی صریح و بی پرده ای با وی به انجام برسانم.

مهدی عندلیبی در موسیقی مردمی یا همان پاپ فعالیت دارد و از جمله شاهکارهای او که  اهالی موسیقی بی صبرانه انتظار انتشارش را می کشیدند ” آلبوم رخصت ” است که با خوانندگی شادروان ناصر عبدالهی پس از ۱۰ سال انتشار یافت. با توجه به علاقمندان فراوانی که شادروان ناصر عبدالهی دارد ؛ گفتگو با آهنگساز و تنظیم

کننده این اثر جدید جالب و جذاب خواهد بود.

خوشحالم بعد از سال ها شما رو می بینم. واقعا وقتش رسیده بود که دیدارها تازه بشوند. جناب عندلیبی از خودتون و کارهاتون بگید.

مهدی عندلیبی هستم متولد دهم دیماه ۱۳۵۲ . پدر و مادرم اهل آبادان هستند اما خودم متولد تهران و بزرگ شده ی آنجا هستم. از نوجوانی وارد عرصه نوازندگی و خیلی زود آهنگسازی شدم. اولین آلبوم رسمی من در سال ۱۳۶۶ به اتفاق مرحوم آندره آرزومانیان و آقای کریم قربانی و با حضور احمد خاک طینت  روانه بازار شد.اثر بعدی ما  آلبوم “من و تو” بود با صدای شادمهر عقیلی  و همکاری تورج شیرزاد .آلبوم بعدی کاری بود از شادروان ناصر عبدالهی و فرهاد چهرقی که مشترکا اجرا شد به نام ” ببین کجا” که آهنگسازی و تنظیم با من بود. و آلبوم آخر من ؛ آلبوم ” رخصت ” هست که پیش از مرحوم شدن ناصر عبدالهی و بین سال های  ۱۳۸۱ تا ۸۳ کار کرده بودیم که پیرامون این آلبوم صحبت های زیادی شده بود که بخش عمده ی اون برمی گرده به حواشی همیشگی موجود در دنیای هنر مخصوصا موسیقی.

درباره آلبوم رخصت بیشتر بگید.

آلبوم رخصت  به دلیل نبود قرارداد مکتوب بین ما و شرکت های تولید آثار موسیقی  قرار شد من و ناصر کارمون رو به شکل خود جوش شروع کنیم. متاسفانه فضای کلی موسیقی کشور بویژه در قبال ستاره های این هنر درگیر نوعی مافیاست به این صورت که  معمولا شرکت های موسیقی تلاش می کنند تا سوپر استارهای موسیقی رو جذب کنند و با قراردادهایی که  بعضا مدت دار هم هستند بخش عمده ای از فعالیت هنری یک خواننده یا حتی آهنگساز رو تحت اختیار خودشون قرار بدهند.در واقع شما یه جورایی اسیر کمپانی ها میشی. البته  چند سالی است که این رویه تا حدود زیادی اصلاح شده و بقولا قانونمند شده و تا حدودی اون شرایط یکطرفه وجود نداره. منتها من اینها رو دارم میگم میخوام وضعیت آلبوم رخصت رو از روز اول توضیح بدم.

یعنی شما می گید فشارهایی بر روی شما یا مرحوم عبدالهی بوده؟

اجازه بدید به این بحث وارد نشیم.

چرا؟

چندان مایل نیستم خانه نشینی ده ساله ی خودم رو دوباره به یاد بیارم.

هر طور مایلید. می فرمودید.

شادروان ناصر عبدالهی به لحاظ تعلقی که به امور مذهبی داشت خیلی علاقمند بود که در این وادی بیشتر قدم بردارد و بقولا کارهای مذهبی و معنوی انجام بده که این خواست درونی و قلبی ایشون با گیشه ی آلبوم فروشی برخی شرکت های تولید و انتشار موسیقی چندان مناسبت نداشت و بیشتر می خواستند که ناصر کارهای

شاد بخونه.1

عذر می خوام شما می خواهید بگویید که بسیاری از آلبوم های موجود حاصل علاقمندی های ذاتی خود خواننده یا آهنگساز نیست؟

دلم نمی خواد صراحتا بگم بله اما ناچارم بگم که از اینگونه اتفاقات در دنیای موسیقی به وفور رخ میده .

فعلا این بحث رو میزارم کنار. ارزیابی شما از جایگاه موسیقی در خوزستان و آبادان چیه؟

خوب جنگ باعث شده که در این خطه ؛ موسیقی  تضعیف بشه و اون جایگاه ملی سابق رو دیگه نداشته باشه. دلیل اصلیش هم مهاجرت ناخواسته و عدم بازگشتِ  با اراده ؛ به شهر و دیارشون هست. البته تعدادی هم گوشه نشین شدند و کار نمی کنند. من دلیل این وضع رو در حال حاضر نبود امکانات می دونم. البته مدیریت این بخش ار نیاز جامعه هم خیلی مهم و سازنده خواهد بود که باید از طریق متولیان هنر استان و شهرستان پیگیری و دنبال بشه.هستند هنرمندان خوب و بنامی که اهل همین خوزستان هم هستند که حاضرند به این بخش کمک کنند منتها باید بستر این همکاری فراهم بشه.

شما مستقیما روی سخنتون با کجاهاست؟

من مستقیما  از صدا و سیما و کسانی این تقاضا رو دارم که  متولی امر هنر بویژه موسیقی هستند.

تفکر محدود نمودن نوع و ورژن فعالیت هنرمندان موسیقی ؛ بویژه شهرستانی ها به ارائه موسیقی محلی وجود داره.شما با این طرزتفکر چقدر موافقید؟

من همیشه مخالف این قضیه بودم . به جهت اینکه  بهترین آثاری که در موسیقی پاپ انجام شده کار همین شهرستانی هاست.  راجع به موسیقی محلی و سنتی نمی خوام وارد بحث بشم چون سخن رو به درازا می کشه و در فرصت های بعدی خواهم پرداخت. واقعا خود من هم نمی دونم که چرا مثلا صدا و سیما تاکید داره که  شبکه های استانی کارهای محلی ارائه بدهند. توجه به فرهنگ بومی خیلی عالیه و اصلا ضروریه اما باید بپذیریم که موسیقی پاپ ایرانی بعنوان موسیقی فراگیر مردمی ؛ حق حیات در تمام استان ها دارد نه تنها در پایتخت. بسیاری از هنرمندان خوشنام موسیقی کشور که سرتیتر موسیقی این مرز و بوم هستند اهل جنوبند.

اما این سوپراستارها بعد از اینکه گل می کنند ناچارند به پایتخت بروند.شرمنده میشم اگه بگم هستند هنرمندانی که در زادگاه خودشون اجازه هنرنمایی ندارند! نظر شما چیه ؟

من شنیدم که از قدیم گفتن هیچ هنرمندی در شهر و خانه ی خودش جایگاهی نداره. خدا کنه اینجوری نباشه.

بر می گردیم به آلبوم رخصت. بر روی جلد این آلبوم ؛ تصویر شادروان عبدالهی و شما دیده میشه  و دیواری بین شما هست و هر کدام به سویی از این دیوار تکیه دادید. معنا و مفهومی پشت این عکس هست؟

این تصویر؛ تصمیم مشترک من و ناصر بود.شما فکر کنید این فقط یه عکسه!

آلبوم رخصت  طی ده سال در اختیار شما بوده . ناصر عبدالهی هم از دنیا رفته. برای ارائه این اثر قطعا پای شرکتی در میان خواهد بود. حق و حقوق ناصر چی میشه؟

من آلبوم رو واگذار کردم به وکلایی که کار رو به بازار کردند. از این راه ؛ هم من دستمزد کارم رو گرفتم و هم خانواده ی مرحوم ناصر عبدالهی طبق حق و سهم  قانونی بازماندگان و ورّاث ؛ دریافت حق نمودند.

زیر این گفتگو بعنوان حرف آخر چی بنویسم؟

در آخر هم لطفا بنویسید من مهدی عندلیبی عاشق بچه های آبادانم.

گفتگو : مهرداد معماری