۲۱ آذر ۹۶ ، ساعت ۰۲:۰۳
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    133
  • بازدید دیروز :

    311
  • بازدید این هفته :

    1229
  • رتبه الکسا :

    37680
ImageWeek
کتاب « مُلا صالح »
کد خبر : 12795۳۰ | در تاريخ : آبان ۳۰, ۱۳۹۶ | ساعت : ۱۲:۳۴ ق.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

کتاب «مُلا صالح»، توسط رضیه غبیشی تألیف شده و در سال ۱۳۹۵ انتشار یافته است.

«متولد آبادانم… نوشتن را از کودکی شروع کردم. قصه می نوشتم. بعد از جنگ به همراه همسر شهیدم فعالیت فرهنگی را در جزیرۀ مینو شروع کرد. بعد از جنگ، خاطرات روزانه ام در قالب کتابی به نام گنجینۀ رنج، چاپ شد. پس از آن هم کتابهای زنان صبور سرزمینم آبادن، نیمکت های خالی و ملاصالح را نوشتم…»؛ این جملات را غبیشی در ابتدای کتاب شگفت انگیزش، ملا صالح آورده است که روایتگر سرگذشت شگفت انگیز و اعجاب آور مجاهد خستگی ناپذیر، مترجم اسرای ایرانی در عراق، ملا صالح قادری می باشد.

غبیشی در سرآغاز کتاب گفته است: «نخستین بار که ملاصالح را دیدم، اسفند ۱۳۸۹ بود؛ همراه دخترش سمیه. بدنی فرتوت و خمیده و چهره ای خسته داشت. پیشترها جسته و گریخته چیزهایی درباره اش شنیده بودم و مشتاق بودم که ببینمش. به دکسن معروف بود؛ مرد مبارز کوتاه قدی که مثل پدرش ذاکر اهل بیت (ع) بود.

همسر جانبازم «حاج منصور عطشانی»]به خیل دوستان شهیدش پیوسته است[، که از همرزمان او بود، همراهی ام کرد و پس از قرارهای تلفنی و هماهنگی هایی که به دلیل وضعیت روحی ملاصالح، چندان آسان هم نبود، بارها در سرما و گرما، به منزلش در منطقه سیکلین آبادان رفتیم و نشستیم و آمدیم تا کتابی بشود که اکنون در دستان شماست».

کتاب در ۱۲ قسمت با عناوینی چون «دارم بزرگ می شوم»، «مبارزه در اسارت»، «آن بیست و سه نفر» و «آزادۀ آزاد» تنظیم و تدوین شده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است؛ لازم است بیان کنیم که در کتاب «آن بیست و سه نفر»، گوشه هایی از شخصیت ملاصالح برای خوانندگان به تصویر کشیده شده و در کتاب ملا صالح، ابعادی نو و تکان دهنده تر از زندگی مجاهدانه اش نمایان گشته است.

در بخشی از کتاب در صفحه ۱۳۷ می خوانیم: «مأموران به طرفم آمدند. کشان کشان دوباره من را به اتاق شکنجه برند. مثل هر بار شهادتین را خواندم. این بار دشداشه ام را در آوردند و برهنه ام کردند. دست هایم را بسته و از پنکه آویزانم کردند. پنکه چرخید و من را با خود می چرخاند. چشمانم سیاهی رفت. انگار همۀ شکنجه گران در یک کلاس درس خوانده بودند و نحوۀ کارشان مثل هم بود. شکنجه ها دقیقاً شبیه همان شکنجه هایی بود که در زندان های ساواک دیده بودم…»؛ همین بخش خود شاید گواه و گویای عظمت مردی باشد که از زندان ساواک، عراق و حتی ایران، خاطراتی سخت شگفت دارد و خواندن داستان و خاطراتش شاید یقین به ایمان گمگشته را در جان ها زنده نماید.

کتاب «مُلا صالح» در ۳۸۸ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.