۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1385
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    32190
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
چهاردهم تیرماه، روز قلم
کد خبر : 7139۱۴ | در تاريخ : تیر ۱۴, ۱۳۹۵ | ساعت : ۱:۴۳ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

در صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ‏ای دیگر بخشیده است. نام‏گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ‏ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می‏ نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می‏دانستند و گرامی می‏داشتند.

d13d215bb7077e9927b75928a662e8b8c0c1de8e

تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می‏گردد و با محدود ساختن به نظام‏های نوشتاری مدوّن، رقمی حدود شش هزار سال پیش را نشان می‏دهد. این ارقام و آمارها فقط تخمینی است از سوی کاوشگران علمی، در صورتی که بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان‏پذیر نبوده است.

از جمله موادی که برای نوشتن به کار می‏رفته سنگ، چوب، پوست حیوانات، برگ درختان، استخوان، موم، ابریشم، پنبه و کاغذ را می‏توان نام برد. در طول تاریخ، نوشتن به دو صورت بوده است: یک دسته خطوطی را در برمی ‏گرفت که با استفاده از ابزارهای تیز چون سوزن، چاقو و… نوشتاری، کنده‏ کاری می ‏شد. دسته دیگر شامل خطوطی است که به وسیله قلم پر، قلم نی، قلم مو و… و با استفاده از جوهر بر سطح ماده نوشتاری ترسیم می ‏گردید. گفتنی است نسخه‏ برداری از نوشته ‏ای بر سنگ یا فلز به‏ طور منطقی، در نهایت به اختراع چاپ انجامید.

نقش قلم در زندگی انسان

یکی از مسائل مهم و ارزنده‏ ای که هیچ ملتی که به حیات و بقاء و تکامل خویش علاقه‏ مند است نمی ‏تواند از آن غفلت نماید، مسئله نویسندگی است. زیرا نویسندگی هنری است که مادر بسیاری از هنرهای دیگر محسوب می ‏شود. و از این جهت که فن و هنر است، نقش بسزایی در رشد و تعالی افراد و جوامع دارد و زمینه‏ای برای هنرهای دیگر به شمار می ‏رود. به عنوان نمونه؛ تئاتر، سینما، و بسیاری از هنرهای دیگر احتیاج به نمایشنامه و سناریو دارد که قبلاً باید نوشته شود و این کار به وسیله نویسندگان انجام می‏گیرد.

یکی از مهم‏ترین رویدادهای زندگی بشر، پیدایش خط بوده است؛ که نیات و منویات ارزشمند و یا بی ‏ارزش بشر را ثبت نموده و برای آیندگان به یادگار گذاشته است.

قلم، سرچشمه تمدن‏های بشری و منشأ پیشرفت و تکامل علوم، و بیداری اندیشه‏ ها و افکار و شکل گرفتن مذاهب، و منشأ هدایت و آگاهی بشر بوده است، بدان حد که دوران زندگی بشر با پیدایش قلم (خط) به دوران «تاریخی» و دوران «ما قبل تاریخ» تقسیم می ‏شود. دوران تاریخ زندگی انسان از زمان اختراع خط آغاز می‏شود؛ زمانی که انسان توانست ماجرای زندگی ‏اش را بر صفحات نقش نماید و سطوری بر صفحه کاغذ و شبیه آن به یادگار گذارَد.

قلم، حافظ علوم و معارف، پاسدار افکار اندیشمندان، حلقه اتصال فکری علما، و پل ارتباطی گذشته و آینده است، و حتی ارتباط آسمان و زمین نیز از طریق لوح و قلم حاصل شده است.

قلم، ابزاری است که انسان‏های جدا از هم از نظر زمان و مکان را پیوند می ‏دهد؛ به طوری که گویی همه متفکران اعصار گذشته را، که در تمام نقاط زمین به سر می ‏برند، در یک کتابخانه عظیم، جمع می ‏بینیم.

 

امتیازات قلم

«قلم» سه امتیاز دارد که در «بیان» آن‏ها را نمی ‏بینیم:

۱- باقی بودن: سخن فرار می‏کند و نوشته باقی است. امیر مؤمنان علی علیه ‏السلام در سخن جالبی می‏فرماید: «دانش را با نوشتن در بند کنید» تا باقی بماند و از کفتان نرود.

۲- دقیق بودن: بیان و سخن معمولاً دقیق نیست. اگر قرار بود کتابی که هزار سال پیش نوشته شده، زبانی به ما می ‏رسید و در جایی نوشته نمی‏ شد، هیچ گاه به طور دقیق به ما نمی‏ رسید و در واقع ما کتاب دیگری را پیش روی خود می ‏دیدیم.

۳- عمیق بودن: مطالب نوشته عمیق و فکرشده است؛ در حالی که به طور معمول سخنان، بدون تأمل گفته می‏شود و کم محتواست. نویسندگان گاه یک ساعت فکر می‏کنند و یک خط می‏ نویسند، ولی در سخن نمی‏توان آن دقت را رعایت کرد.

علامه طبرسی رحمه ‏الله در این مورد می‏نویسد:«بیان دو گونه است: بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان، با گذشت زمان کهنه می‏شود و از بین می ‏رود، ولی بیان قلم تا ابد باقی است».

 

قلم در قرآن و روایات

در اهمیت و قداست «قلم» همین بس که پروردگار جهان، هم به «قلم» و هم به آنچه از آن بر صفحه کاغذ، نقش می بندد، سوگند یاد می کند: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه با قلم می نویسند.» (قلم: ۱) در نخستین آیه های وحی نیز سخن از ستایش از قلم است: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ… الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ بخوان به نام پروردگارت، آن که آفرید… آن که به واسطه قلم آموخت.» (علق: ۱ و ۴) همچنین در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می خوانیم: «سه چیز است که حجاب ها را از میان برمی دارد و به پیشگاه با عظمت خداوند می رسد: صدای گردش قلم های دانشمندان،…».

قلم می تواند یکی از مهم ترین ابزار فرهنگ سازی و شخصیت سازی در یک سرزمین باشد و زمینیان را با آسمان و «ماده» را با «معنی» پیوند دهد.

همین «جوهر» فرو چکیده از نوک قلم است که با خون شهیدان قابل رقابت است و در مکانی فراتر از خون شهدا قرار می گیرد؛ چه اینکه رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:

«یوزَنُ یوْمَ الْقِیامَه مِدادُ الْعُلَماءِ وَ دِماءُ الشُّهَداءِ فَیرْجَحُ مِدادُ الْعُلَماءِ عَلی دِماءِ الشُّهَداءِ؛ روز قیامت، مُرکب عالمان و خون شهیدان با هم وزن می شوند و مرکب عالمان بر خون شهیدان برتری می یابد.»

 

قلم از منظر علما و اندیشمندان

امیدوارم که بشر به رشدی برسد که مسلسل‏ها را به قلم تبدیل کند.

آن وقتی مردم به مقاصد اسلامی انسانی و به کمال دانش و علم می ‏رسند که قلم‏ها بر مسلسل‏ها غلبه کند و میدان، میدان قلم باشد، میدان علم باشد.

کسی که قلم به دست می‏گیرد، بداند که مورد سؤال قرار می‏گیرد که اینکه نوشتی، چه بود؟

بدانید که این قلم‏ها که در دست شماست، در محضر خداست الان، و هر کلمه ‏ای که نوشته بشود، بعد سؤال می‏شود که چرا این کلمه نوشته شده است.

قلم باید دست اشخاص صالح باشد، دست اَفاضِل باشد. وقتی قلم به دست اراذل افتاد، مفسده ‏ها زیاد خواهد شد.

 

اصول اخلاق نویسندگی

عفت قلم و بیان ناشی از عفت و پاکدامنی اهل قلم است و نویسنده باید پرهیزکار و پاکدامن، منیع الطبع و صادق باشد تا تراوشهای قلمی او نیز با صفت زیبای عفاف متصف گردد و اگر نویسنده فاقد این اوصاف باشد، نباید از او انتظار عفت قلم و فت بیان داشت زیرا که از کوزه همان تراود که در اوست .

البته سخن گفتن یا نوشتن سه مرحله دارد: تفکر، تعبیر، تقریر یا تحریر، هر سه به فکر و اندیشه نویسنده بستگی دارد . غرض از نوشتن و گفتن منتقل کردن فکر و احساس نویسنده یا گوینده به دیگری است . نویسنده باید در نوشتن صمیمی و با اخلاص باشد تا نوشته اش بر دل نشیند و چگونگی خود را در اثر خود منعکس سازد . جمله صمیمانه و دور از خودستائی و هنرنمائی همیشه بر دل می نشیند در این مرحله است که نویسنده باید خواننده را به محیط احساس خود بکشاند .

 

آیین پژوهش و نگارش

به هیچ وجه، در تحقیقات و تالیفاتمان بر «مسموعات » و «منقولات » – هر چند مشهور و معروف نیز باشند – تکیه نکنیم مگر آنکه خودمان آنها را در منابع قابل اعتبار بیابیم تا این حدیث شریف شامل حالمان نگردد: «لاتحدث الناس بکل ما سمعت به فکفی بذلک کذبا؛ هر چه را شنیدی به مردم نگو; زیرا همین برای دروغ بودن بس است .»

بکوشیم که فضای تحقیقات و تالیفاتمان را حقیقتا از «تحقیق » و «تالیف » به معنای درست و فراگیر و با همه ویژگیهای آن پر سازیم و با «تحقیق بازی » و «تالیف سازی » آلوده نسازیم و مانند معماران بساز و بفروش، ما نیز «بچاپ و بفروش » نشویم و «ملای رومی» چه در سفته است که گفته است:

علم تقلیدی بود بهر فروخت

چون بیابد مشتری خوش برفروخت

مشتری علم تحقیقی حق است

دائما بازار او پر رونق است

لب ببسته مست در بیع و شری

مشتری بی حد که الله اشتری

شایان توجه است این نکته مهم را در داوریهایمان نیز به خاطر داشته باشیم که هماره پر برگی یک تحقیق و پرفروشی یک تالیف به معنای پرباری و پرکاری آن و پرجوشی و پرکوشی این نیست و حتی پر عنوانی فهرست منابع – تا چه رسد به پر عنوانی فهرست مطالب و فهرست تالیفات – نیز هماره به معنای پرمایگی و پراندیشگی آن نیست .

 

گفت و گو با صاحبان قلم

شب ها بعد از نماز مغرب و عشا، مرحوم آیت الله حاج میرزاابوالفضل زاهدی(ره) (وفات یافته فروردین سال ۱۳۵۷ ش)در شبستان سرداب مسجدامام قم، به منبر می رفت و درس تفسیر می فرمود و درضمن تفسیر، مطالب تاریخی، فرهنگی و لطایف و شنیدنی های جالبی مطرح می کرد و بنده گاه و بی گاه در جلسه تفسیر او شرکت می کردم.طلاب برجسته، و افراد برازنده ای از بازاریان قم شرکت می نمودند.اتفاقا یک شب آیه اول سوره قلم را مطرح کرد و فرمود:«ن و القلم و ما یسطرون؛ ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند.»

در تفسیراین آیه، به طور مشروح سخن گفت. آنگاه راجع به ارزش نویسندگی از نظر قرآن و روایات و آثار و فواید نویسندگی بحث وبررسی فراوان نمود.. گفتار آیت الله زاهدی جرقه ای بود که ذوق نویسندگی بنده راشعله ور ساخت، به طوری که تصمیم گرفتم در این راستا به تلاش پردازم.

 

در سایه سار قلم

و می‏خواست که «حرف» به وجود آید و «کلمه» شکوفا شود، تا «جمله» ای برای توانایی «قلم» ساخته شود، پس، فرمود: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسطرُونَ!

قسم به قلم! و آنچه از عطرِ نوشتن، می ‏تراود!

قسم به قلم و نخستین نقشی که آفرینش را به زیبایی تعبیر کرد!

قسم به نخستین خطی که از نگاه قلم تا افق ناپیدای آفرینش کشیده شد!

قسم به نخستین اندیشه‏ای که بر ذهن قلم جاری گشت!

قسم به قلم و تمام توانایی‏هایش در بُروز علم و معرفت!

قسم به قلم! به قلم توانای خداوند و پرده زیبای طبیعت!

قسم به قلم! به قلم شگفتی آفرین «علی» علیه ‏السلام و صفحات سبز «نهج البلاغه»:

أَنشَأَ الخَلْقَ إنْشاَءء، وَ ابتدأَهُ ابْتدِاَءً، و…

حوزه