۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    695
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    31500
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
پالایشگاه آبادان از ابتدا تا امروز
کد خبر : 7653۱۹ | در تاريخ : مرداد ۱۹, ۱۳۹۵ | ساعت : ۴:۰۳ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

یک سال پس از کشف نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان، شرکت نفت انگلیس و ایران در ۱۲۸۸/۱۹۰۹ قراردادی با شیخ خزعل منعقد کرد و یک مایل مربع (۵۸ر۲ کیلومترمربع) از اراضی آبادان را، برای احداث پالایشگاه ، از او خرید.

به گزارش اروندپرس ؛ طراحی پالایشگاه و کار احداث آن سه سال طول کشید. سرانجام، در نخستین مرحله (۱۳۳۰/۱۲۹۱ ش) واحد تقطیری با ظرفیت روزانه ۲۵۰۰ بشکه آغاز به کار کرد (فاتح، ص ۲۶۱؛ شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، ۱۳۷۸ش، ص ۸). موقعیت منطقه آبادان برای احداث تصفیه‌خانه، مناسب ارزیابی شده بود؛ زیرا از طرفی، آب مصرفی پالایشگاه به آسانی فراهم می‌شد، از طرف دیگر، آبادان در موقعیتی قرار گرفته بود که می‌توانست لنگرگاه مناسبی برای کشتیهای نفتکش و باری باشد (ایران. وزارت ارشاد اسلامی. دفتر پژوهشها و برنامه‌ریزی فرهنگی، کتاب چهارم، دفتر ششم، ص ۲۶).

با وجود این، ساخت پالایشگاه آبادان، به سبب موقعیت طبیعی خاص این جزیره و فاصله ۲۲۰ کیلومتری آن با میدان‌های نفتی، با دشواریهای جدی مواجه بود. همه امکانات و تجهیزات فنی و رفاهی برای احداث پالایشگاه، ناچار باید از شهرهای اطراف تأمین می‌شد. طی یک سال و نیم ، حدود ۲۲۰ کیلومتر لوله از مسجد سلیمان تا آبادان کشیده شد. کارگران تصفیه‌خانه در آغاز از تصفیه‌خانه رانگون برمه بودند و کمّ و کیف محصولات پایین بود. در سه سال نخست، تا ۱۳۳۱/ ۱۲۹۲ ش، نفت تصفیه شده چنان بی‌کیفیت بود که شرکت نفت انگلیس و ایران نمی‌توانست به قراردادهایش عمل کند و به حدی در تنگنای مالی قرار گرفت که دارسی ناگزیر از معامله با چرچیل شد (فرمانفرمائیان، ص ۱۱۷ـ ۱۱۸؛ یرگین، ص ۱۴).

در جنگ جهانی اول، شرکت نفت انگلیس و ایران از طریق نفت پالایش شده در پالایشگاه آبادان می‌توانست به عملیات جنگی انگلستان کمک مهمی کند. در آغاز جنگ، ماهانه ۲۵هزار تن نفت از آبادان صادر می شد. اهمیت این مقدار نفت برای نیروی دریایی انگلیس به حدی بود که دولت انگلیس برای حراست از پالایشگاه آبادان در طول جنگ، مصمم به اقدامات جدی شد. بین سال های ۱۳۳۳ـ۱۳۳۷/ ۱۹۱۵ـ۱۹۱۹، عملیات شرکت در ایران توسعه یافت و بویژه با توسعه مستمر تأسیسات پالایشگاه، که قبل از جنگ از توان تولید سالانه ۱۲۰۰۰۰ تن برخوردار بود، در پایان جنگ (۱۹۱۹) ظرفیت آن به یک میلیون تن رسید (فاتح، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ یرگین ، ص ۱۸).

در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ ش، کلیه کارکنان فنی، اداری و بازرگانی پالایشگاه آبادان انگلیسی بودند و فقط کارهای غیرفنی به ایرانیان محول می شد.در ۱۳۱۹ ش سی هزار کارگر در پالایشگاه کار می‌کردند که بیشتر آنها محلی بودند، تنها شانزده تن ایرانی تحصیلکرده در مدیریت میانی وارد شده بودند.مقامات ارشد پالایشگاه همه انگلیسی بودند. شرکت نفت انگلیس و ایران همه ساله پنج یا شش نفر دانشجوی ایرانی را برای تحصیل به بیرمنگام می فرستاد و بعد آنها را برای کار در پالایشگاه آبادان استخدام می‌کرد (فرمانفرمائیان، ص ۱۰۲، ۱۱۳).

مناطق مسکونی کارگران و کارکنان پالایشگاه، به تناسب موقعیت و حساسیت شغلی آنان، پیرامون پالایشگاه و تاسیسات جانبی آن ساخته شده بود. سیاست کلی شرکت نفت انگلیس و ایران در اسکان کارکنان خود و اعطای امکانات به آنان این بود که درجه تخصص، اعتبار شغلی و پایبندی جدی به سلسله مراتب اجتماعی دقیقاً رعایت گردد. این شیوه، پس از ملی شدن صنعت نفت در ۱۳۲۹ ش، همچنان دنبال شد؛ به‌ویژه مناطق مسکونی زیر پوشش شرکت نفت به صورت محلاتی متمایز از یکدیگر درآمد و ساختاری طبقاتی ایجاد شد. ناحیه سبز و خرم بریم در کنار اروندرود با منازل وسیع و مجلل به مقامات بلندپایه انگلیسی، محله بوارده با خانه‌های نسبتاً مرفه به مدیران درجه دوم، و بخش‌های بهمنشیر و فرح‌آباد و جمشیدآباد با خانه‌های کوچکتر و ساده‌تر به کارگران عادی اختصاص یافته بود. وجود پالایشگاه آبادان و صنعت نفت موجب چنان اختلاف طبقاتی در جامعه آبادان شده بود که مانند آن در دیگر شهرهای ایران به چشم نمی خورد ( ایرانیکا، ج ۱، ص ۵۴؛ نیز رجوع کنید به فرمانفرمائیان، ص ۱۱۲ـ۱۱۳).

گیت پاس پالایشگاه آبادان

در فاصله سالهای میان عقد قرارداد نفتی ۱۳۱۱ ش /۱۹۳۳و جنگ جهانی دوم ، پالایشگاه آبادان توسعه یافت، دستگاه‌های کراکینگ و کارخانه‌های جدید تقطیر و کارخانه آسفالت و کارخانه اسیدسولفوریک و تجهیزات دیگر پالایشگاه ساخته و آماده شد. ظرفیت پالایشگاه که در ۱۳۰۹ ش/۱۹۳۰ سالانه پنج میلیون تن بود، در ۱۳۱۸ ش به ده میلیون تن افزایش یافت. بندرگاه آبادان هم توسعه بسیار یافت و اسکله‌های جدیدی در بوارده و خسروآباد ساخته شد.

پس از آنکه ارتش متفقین (روس و انگلیس) در شهریور ۱۳۲۰ (اوت ۱۹۴۱) نقاط مختلف ایران را اشغال کردند، اقدامات حفاظتی از سوی آنها در آبادان به شکل گسترده صورت گرفت. کمی دورتر از پالایشگاه، پالایشگاهی دروغین از حلبی با شعله های فروزان ساختند که دشمن را گمراه کند. توپهای ضدهوایی نیز در نقاط مختلف آن قرار دادند. از سال دوم جنگ جهانی، که معلوم شد نفت ایران باید مقادیر زیادی فرآورده‌های نفتی برای متفقین تهیه کند، توسعه عملیات شرکت دوباره آغاز شد. دستگاه‌های جدیدی برای تهیه بنزین هواپیما و سایر فرآورده ها، آماده و فراهم گشت و گنجایش پالایشگاه، که قبل از جنگ سالانه ده میلیون تن بود، در ۱۳۲۴ ش /۱۹۴۵ به هفده میلیون تن افزایش یافت (فاتح، ص ۳۱۰ـ۳۱۱، ۳۱۷ـ ۳۱۸) و با ایجاد واحدهای بعدی در ۱۳۳۴ ش / ۱۹۵۵، بزرگترین پالایشگاه جهان و تنها منبع عمده فرآورده‌های نفتی نیم کره شرقی شناخته شد (شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، ۱۳۷۸ ش، ص ۸؛ یرگین ، ص ۲۷). از این سال تا ۱۳۵۶ ش / ۱۹۷۷، سیر صعودی قابل ملاحظه‌ای در افزایش ظرفیت پالایشگاه مشاهده می شود؛ چنانکه ظرفیت آن روزانه از ۱۵۱ هزار بشکه در ۱۳۳۴ ش به ۴۸۸ هزار بشکه در ۱۳۵۶ ش افزایش می یابد.

پالایشگاه آبادان تا پیش از جنگ عراق با ایران (۱۳۵۹ـ۱۳۶۷ ش )، که بر اثر آن دچار آسیب کلی شد، به سبب امتیازاتی، از مهم‌ترین پالایشگاههای جهان به شمار می آمد؛ توازن بخشیدن به فرآورده های نفتی در جهان، تنوع فرآورده های نفتی که به رقم ۱۰۸ می رسید، دارا بودن عظیم‌ترین و تازه‌ترین تأسیسات صدور فرآورده های نفتی، استفاده از گاز طبیعی به عنوان سوخت عمده دستگاههای پالایشگاه، و استفاده از عظیمترین ماشینهای محاسبه الکترونیکی، از جمله این امتیازات اند (ایران . وزارت ارشاد اسلامی . دفتر پژوهشها و برنامه ریزی فرهنگی، کتاب چهارم، دفتر ششم، ص ۲۷). همچنین پالایشگاه آبادان نخستین سازمان ایرانی بود که به ماشین‌های حساب الکترونیکی تجهیز شد (احمد، ص ۱۱۸).

۱_۵۷

مطالعه و تثبیت ظرفیت پالایشگاه آبادان که از سال ۱۳۸۵ شروع و تا سال ۱۳۸۸ به اتمام رسید، با سرمایه‌گذاری قابل توجه به عنوان دومین طرحی است که این شرکت از محل منابع داخلی خود در آن سرمایه‌گذاری کرد. طرح احداث مجتمع کت‌کراکر در پالایشگاه آبادان با هدف احداث واحدهای جدید کت‌کراکر / الکیلاسیون/ ایزومریزاسیون/ تولید گوگرد/ بازیافت اسید سولفوریک/ آمین و تصفیه گاز مایع به اجرا درآمد. با اجرای این طرح روزانه ۵/۶ میلیون لیتر بنزین موتور/  ۲٫۳ میلیون لیتر نفت سفید و ۸ میلیون لیتر نفت گاز به محصولات پالایشی افزوده شد، مدت زمان احداث این مجتمع و واحدهای تابعه پالایشگاه آبادان در فاصله سال‌های ۸۵ تا ۸۸ در نظر گرفته شده است. هدف از اجرای طرح نوسازی، افزایش ظرفیت واحد تقطیر در جو از ۱۳۰۰۰۰ بشکه در روز به ۱۸۰ هزار بشکه در روز است که با کاهش تولید نفت کوره و افزایش تولید بنزین و سایر فرآورده‌های سبک مثل نفت سفید و نفت گاز توسط پیمانکاران داخلی راه‌اندازی شده است. اجرای فاز یک نوسازی مقدمه اجرای فاز سه با ساخت مجتمع کت‌کراکر بود که هم‌اکنون خوراک واحد کت‌کراکر در این واحد تولید می شود.

همچنین با اجرای فاز دو نوسازی، واحدهای قدیمی پالایشگاه با واحدهای جدید جایگزین و واحدهای ۷۰ ساله از مدار تولید خارج می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر این طرح اصلاح کیفیت محصولات تولیدی با استانداردهای جدید است. هم‌اکنون تأمین خوراک واحد آروماتیک بندر امام به میزان ۱۸۰۰ بشکه در روز، تأمین گاز خوراک پتروشیمی آبادان به میزان سه میلیون فوت مکعب، تولید حلال‌های مختلف و تولید روزانه سیصد تن قیر برای خوراک شرکت پاسارگاد و تأمین دو هزار بشکه در روز پنتان برای پتروشیمی بندر امام و ۵۰۰ تا هزار بشکه در روز خوراک روغن‌سازی ایرانول از دیگر تولیدات پالایشگاه آبادان است.

پالایشگاه آبادان دارای یک بندر مهم صادرات فرآورده نفتی و نفت کوره به نام بندر صادراتی ماهشهر است این بندر با در اختیار داشتن ۸ اسکله و مخزنگاه مواد نفتی و ایستگاه‌های بارگیری دریائی و مخلوط‌کننده‌های نفتی، وسایل کنترل و آزمایشگاه قادر است نفتکش‌هائی با حداکثر ظرفیت ۸۰ هزار تن را در خود جای دهد.

بزرگ‌ترین واحد تصفیه پساب صنعتی در پالایشگاه آبادان احداث شده است، این واحد روزانه ۱۰۸۰۰ متر مکعب تصفیه آب زلال صنعتی مورد نیاز واحدهای مختلف پالایشگاه را پس از برطرف کردن آلودگی زیست‌محیطی وارد مدار می‌کند. مدیریت شرکت پالایش نفت آبادان با پشتوانه سال‌ها خلاقیت و خودکفائی در زمینه‌های ساخت و بازسازی همگام با فن‌آوری (فناوری) روز، طرح‌های راه‌اندازی و جایگزینی  بخش‌های جدید را عملیاتی نموده است، همچنین بالا بردن کیفیت و افزایش انواع فرآورده‌ها مد نظر می‌باشد، در حال حاضر میزان تولید فرآورده‌های نفتی این پالایشگاه حدود ۲۲درصد مجموع تولید پالایشگاه‌های کشور است. چنانچه بهره‌برداری از پالایشگاه جدید نفت خام فوق سنگین انجام پذیرد مجموع تولیدات به ۵۴۰ هزار بشکه در روز یعنی نزدیک به ظرفیت پیشین پالایشگاه خواهد رسید.

فعالیت‌های آموزشی سطوح عالی صنعت نفت در آبادان

فعالیت‌های آموزشی در سطوح عالی در صنعت نفت ایران به صورت رسمی در سال ۱۳۱۸ با تأسیس آموزشگاه فنی آبادان شروع شد. با توسعه این آموزشگاه، نام آن به دانشکده فنی آبادان، و سپس به دانشکده نفت آبادان(Abadan Institute of Technology) تغییر یافت. با توجه به گسترش فعالیت‌های آموزشی دانشکده نفت آبادان و نیاز کشور به تربِیت نیروهای متخصص در صنایع نفت و گاز این دانشکده در سال ۱۳۶۸ به دانشگاه صنعت نفت ارتقاء یافت.

کارآموزان آبادان

برنامه‌های آموزشی در آموزشگاه فنی آبادان توام با کار بود و دانشجویان که به عنوان کارمند استخدام می‌شدند دو پنجم وقت خود را در آموزشگاه و سه پنجم آن را در پالایشگاه آبادان صرف کارآموزی می‌کردند. بدین ترتیب پس از یک سال آموزش مقدماتی تمام‌وقت و چهار سال آموزش توام با کار با درجه کارشناس فنی در رشته‌های شیمی نفت، مهندسی پالایش، مهندسی مکانیک و مهندسی برق فارغ التحصیل و عهده‌دار مسئولیت‌های مختلف، عموماً در پالایشگاه آبادان می‌شدند.

در سال ۱۳۳۵ با تغییر سیستم‌ آموزشی در صنعت نفت کشور که متأثر از زمان و شرایط موجود بود، نام آموزشگاه به دانشکده فنی آبادان تغییر یافت. برنامه‌های آموزشی بر روی رشته مهندسی عمومی متمرکز گردید و دانشجویان از سال چهارم دبیرستان و از طریق امتحان ورودی و مصاحبه پذیرفته می‌شدند. سال ۱۳۴۰ آخرین سال پذیرش دانشجو در این دوره بود که دانشجویان به مرور تا سال ۱۳۴۵ فارغ التحصیل شدند.

در سال ۱۳۴۱ مجدداً با تغییر برنامه‌های آموزشی، نام دانشکده فنی آبادان نیز به دانشکده نفت آبادان تغییر یافت. برنامه جدید تحصیلی نیز در رشته مهندسی نفت در گرایش‌های پالایش، اکتشاف و معدن و همچنین رشته بازرگانی و علوم اداری در گرایش‌های مدیریت و حسابداری تدوین گردید. در این دوره نیز برنامه‌های آموزشی شامل تحصیل توام با کارآموزی بود که سه سال آموزش تمام وقت و یک سال کارآموزی در واحدهای مختلف صنعت نفت را در بر می‌گرفت. دانشجویان در پایان تحصیل با درجه کارشناسی فارغ التحصیل و عموماً در صنعت نفت استخدام می‌شدند.

دانشکده نفت آبادان

از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۹ بنا به نیاز صنعت نفت، برخی از رشته‌ها راه‌اندازی و یا از گردونه برنامه‌های آموزشی خارج شدند.

با شروع جنگ تحمیلی ، چون امکان استقرار دانشکده در آبادان غیرممکن بود، ابتدا در سال ۱۳۶۰ دانشکده به گچساران منتقل گردید. به دنبال بازگشایی دانشگاه‌ها در آذر ماه ۱۳۶۱ فعالیت‌های آموزشی دانشکده پس از یکسال فعالیت در گچساران، در سال ۱۳۶۲ به مکان فعلی دانشکده نفت اهواز منتقل گردید.

در سال ۱۳۶۸، پس از پایان شرایط جنگی در کشور با صدور مجوز تأسیس دانشگاه صنعت نفت از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالی، کلیه مؤسسات آموزشی موجود در وزارت نفت تحت پوشش دانشگاه قرار گرفتند. برای وزارت نفت نیز این فرصت فراهم گردید تا در راستای تحقق اهداف مورد نظر صنعت و بر اساس مقررات شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجوز شورای گسترش وزارت فرهنگ و آموزش عالی ضمن پوشش دادن واحدهای آموزشی موجود در صنعت نفت، اقدام به تاسیس دیگر مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی در سطوح مختلف نماید. از آن جمله می‌توان به تأسیس دانشکده مهندسی شیمی و پتروشیمی شهید تندگویان آبادان در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ در محل قبلی دانشکده نفت آبادان و مرکز تحقیقات دانشگاه صنعت نفت در سال ۱۳۷۱ در محل دانشکده نفت اهواز اشاره نمود.

در حال حاضر دانشگاه صنعت نفت دارای سه دانشکده، یک مجتمع آموزشی و دو مرکز تحقیقات و از جمله دانشکده نفت آبادان می‌باشد.

معماری نوین آبادان

پالایشگاه آبادان منطقه‌ای صنعتی و پیوسته در حال گسترش و شامل مخازن متعدد، واحدهای تقطیر، و دستگاه‌های شکست و تصفیه بود. پالایشگاه نفت واقعیت بارز زندگی در آبادان بود؛ دلیلی بر آنکه چرا شهرنشینی به این جزیره شور لم‌یزرع در گوشه جنوب‌غربی ایران پا گذاشته است. در اواخر دهه ۱۹۴۰، پالایشگاه آبادان به بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان بدل شده بود و دارایی‌های شرکت نفت ایران و انگلیس در آبادان، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری انگلستان در خارج از این کشور محسوب می‌شد.

پیدایش آبادان به حدود سال ۱۹۱۰ بازمی‌گردد. در سال ۱۹۰۸، مقدار قابل‌توجهی نفت در تپه‌های جنوب‌غربی ایران در مسجدسلیمان کشف شده بود. بلافاصله شرکتی که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس نامیده می‌شد، تاسیس شد و تا سال ۱۹۱۱، خط لوله‌ای به طول ۱۳۰ مایل از چاه‌های این تپه‌ها تا جزیره آبادان در کرانه اروندرود کشیده شد. کارشناسان انگلیسی پس از بررسی آبادان در سال‌ ۱۹۰۹ دریافتند که باید تمام امکانات و تجهیزات و مصالح ساختمان‌سازی را به این مکان وارد کنند(ازجمله صنعت‌گران ماهر، ماسه‌، سنگ، آهک و حتی مقدار زیادی آجر). بایست صنعت ساختمان در پاسخ به نیاز صنعت نوپای نفت در این منطقه شکل می‌گرفت. در اواسط دهد ۱۹۳۰، شرکت کاستین که شرکت بزرگ پیمانکاری و مهندسی ساختمان بود، عمدتا با وارد کردن انبوه مصالح ساختمانی در رفع این نیاز اقدام کرد. نقشه‌ای متعلق به سال ۱۹۱۰ نشان می‌دهد که پالایشگاه به سرعت تاسیس و محوطه‌ای هم برای ساخت خانه‌های ویلایی قطعه‌بندی شد.

اولین ساختمان را از سازه‌ای فلزی با روکش چوبی ساختند و بزودی (نخستین بنای ویلایی اعلا) هم ساخته شد. این ویلا ساختمان آجری بود که به سبک محلی و سقفی از حصیر و چندل ساخته شد، یعنی سقفی با تیرهای چوبی، نازک و نزدیک‌به‌هم که بر آنها حصیرهای (بافته از برگ نخل) می‌انداختند و رویش را گل می‌گرفتند.

۳۰

از طبقه بالای این بنای کارکنان ارشد استفاده می‌کردند و طبقه پایین به دفتر و درمانگاه اختصاص داشت. چند سال بعد در جای این بنا (ویلای شماره یک) را ساختند که اولین ساختمان دائمی در آبادان بود. در نقشه های قدیمی الگوی ساده‌ای برای توزیع ساختمان‌ها دیده می‌شود. در این نقشه‌ها پالایشگاه را که علت اصلی تهیه این نقشه‌هاست، به صورت مجموعه ای از مخزن‌ها و سازه‌های دیگر نشان داده‌اند که به طور منظم که از کناره‌ی شط در خشکی گسترده شده است. مصالح و تجهیزات را از انگستان به آبادان آوردند. دفترها و ساختمان‌های کاری دیگر را در نواری باریک بین پالایشگاه و رودخانه ساختند. کارگران یا در چادر زندگی می‌کردند، یا در خانه‌های چوبی گلینی که در جنوب شرقی پالایشگاه مثل سربازخانه ردیف شده بودند و محوطه‌ی آنها به (کولی‌لاین)ها معروف بود. (منطقه ویلایی) که به آن بریم هم می‌گفتند، در مرز جنوب‌غربی پالایشگاه قرار داشت.

BraimHome

در اولین دهه ۱۹۲۰، بریم از مجموعه‌ی چند ساختمان پراکنده به شبکه‌ای از خیابان‌های قابل گسترش تبدیل شده بود که شامل خوابگاه‌های مخصوص کارکنان مجرد(ساخت ۱۹۲۳، با نام‌هایی چون (اسلاید والو) و (سان‌شاین) و همچنین ویلاهای دو طبقه بزرگی در نزدیکی رودخانه برای کارکنان ارشد می‌شد. در این خانه‌ها، برای مقابله با گرما نوعا از دیوارهای ضخیم، پنجره‌های کرکره‌ای، و ایوان‌های پهن طاق‌نمادار استفاهد می‌شد. احداث مجموعه‌ای از تاسیسات همگانی، مانند باشگاه سوارکاری و پارک‌های متعدد هم شروع شده بود.

در واقع تاسیس بریم به صورت واحه‌ای سبز در بیابان، کاری عظیم بود که نیاز به حمل مصالح و انتقال نیروی کار بسیاری برای باغبانی و آبیاری و همچنین استخدام باغبان‌های مخصوصی داشت که قبال در کیو و دهلی‌نو کار کرده بودند.

شهر آبادان برای اولین بار در نقشه‌ای مورخ ۱۹۲۸ تصویر شده است. در این نقشه، آبادان در جنوب‌شرقی، قدری دورتر از پالایشگاه، قرار گرفته و به واسطه‌ی پارکی تازه‌ساز از ردیف خانه های کارگری(کولی‌لاین) جدا شده است. شهر برای مقصودی خاص پدید آمده بود و گویی به همان مقصود هم توسعه یافت: بافتی بسیار متراکم متشکل از بناهای بومی‌ای که قبل از پالایشگاه هم وجود داشت و انبوه‌ای از خانه‌های جدید برای اسکان کارگرانی که در داخل و پیرامون پالایشگاه کار می‌کردند و شرکت، مسکن کافی برای‌شان تدارک ندیده بود. تماس بین(شهر) و (بریم) بیشتر به واسطه‌ی مستخدمان برقرار می‌شد. هر دو منطقه مسکونی در خدمت پالایشگاه بودند، اما همین پالایشگاه هم آنها را از هم جدا می‌کرد. منطقه ویلایی با قطعه‌بندی‌های بزرگ در طرف غرب قرار گرفته بود تا از بادهای غالب بهره‌مند شوند و در طرف شرق، (شهر) بود که متراکم‌تر و خفقان‌آورتر می‌شد. پالایشگاه که بین بریم و شهر قرار گرفته بود، هم‌ کانون کالبدی آبادان بود و هم بنا به سرشت توسعه مسکونی، نقش نوعی پرده یا حایل بهداشتی را در بین این دوقلوها ناهم‌سان ایفا می‌کرد.

شهر شرکتی

از دهه‌ی ۱۹۲۰ که آبادان رونق گرفته بود، تا سال ۱۹۵۱ که سرانجام شرکت نفت ایران و انگلیس از ایران رانده شد، این شهر رشد تصاعدی داشت و نیروی کار را هم مستقیما و هم از طریق پیمانکاران، از جنوب‌غربی ایران، خلیج‌فارس و هند جذب می‌کرد.

منازل شرکتی آبادان

در سال ۱۹۵۱ جمعیت آبادان بالغ بر دویست هزار نفر شده بود. هرچند که شهر آبادان اسما زیر نظر شهرداری اداره می‌شد، اگر آن را (شهر شرکتی) بنامیم سخن به گزاف نگفته‌ایم. بخش اعظم آبادان متعلق و تحت اداره شرکت نفت ایران و انگلیس بود و معاش آن بخش‌های به ظاهر تابع تشکیلات محلی دولت هم مرهون فعالیت‌های شرکت بود. شرکت پابه‌پای توسعه‌ی آبادان، امکانات آموزشی، بهداشتی، تفریحی و ترابری بیشتری فراهم می‌کرد؛ حتی ماموران راهنمایی و رانندگی خود را داشت.

آبادان قدیم

در پایان جنگ دوم جهانی از ۶۵۴۶۱ نفر از کارکنان شرکت در آبادان، فقط ۲۳۵۷ نفر انگلیسی بودند. حتی تا سال ۱۹۴۸ هم خانه‌های نوساز کارکنان ارشد برابر بود با نیمی از کل خانه‌هایی که به کارکنان جزء و کارگران جمعا اختصاص داده بودند؛ و تا سال ۱۹۵۱ فقط ۵/۱۸ درصد از کارگران در خانه‌های شرکت زندگی می‌کردند.

مطبوعات شرکتی آبادان

بعد از کودتای ۲۸ مرداد، کنسرسیوم، اداره امور نفتی را در ایران و البته در آبادان به دست گرفت که توسعه روابط عمومی و به خصوص نشریات را در پی داشت. نشریات فارسی برای فارسی‌زبان‌ها و نشریه های لاتین برای خودشان منتشر می‌شد از جمله؛ آبادان‌تودی که هفته‌نامه‌ای بود شامل اخبار اداری نفتی و رویدادهای فرهنگی هنری مهم شهر.

۲۵۴۲۱۱_۸۹۳

ABADAN TODAY / news paper/ daily/1957

Mash’al-e-Abadan / 1965

خبرهای روز (روزنامه خبری ویژه کارکنان شرکت نفت)/ ۳۴-۱۳۲۶

نامه کوکب (نشریه سیاسی‌اجتماعی)/ ارگان: ناشر افکار کانون لیسانس‌های شرکت ملی نفت ایران/آبادان۳۱-۱۳۳۰/ مدیرمسئول: مهدی کوکبی

جبهه اتفاق (هفته‌نامه سیاسی‌خبری)/ ارگان: جبهه اتفاق کارمندان شرکت نفت- آبادان/ ۱۳۳۱

محبت / هفته‌نامه / صاحب امتیاز: برهان‌اله امیرنژاد / جبهه اتفاق کارمندان نفت آبادان / ۱۳۳۱

مشعل آبادان (هفته‌نامه خبری‌صنعتی‌/ فارسی و انگلیسی) آبادان/ شرکت ملی نفت ایران و شرکت تصفیه ایران/ ۱۳۴۰ / مدیرمسئول: مسعود برزین

نامه صنعت نفت/ ویژه کارکنان شرکت ملی نفت ایران(چاپ در آبادان)/ ۱۳۴۰

سرپرستان (فصلنامه مدیریت و آموزش ویژه سرپرستان اداری)/ ارگان: اداره آموزش عملیات غیرصنعتی آبادان و مناطق نفت‌خیز خوزستان/ ۱۳۴۶

مشعل آبادان / هفته نامه/ روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان / ۸۴-۱۳۷۵

مشعل آبادان (الکترونیکی)/ روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان/ زمستان۹۱- بهار۹۲

اینجا آبادان؛ رادیو نفت ملی

این صدای آشنا را همه هموطنان مادر سراسر ایران و کشورهای همجوار دراغلب ساعات شبانه‌روز می‌شنوند، بنابراین جای آن دارد که بهتر و بیشتر با این واحد رادیویی آشنا شویم. رادیو نفت ملی تنها قسمتی از تاسیسات صنعت نفت ایران است که کمتر از سایر قسمت‌ها با تولید و پالایش و فروش نفت سر و کار دارد اما بیش از همه آنها با کارکنان نفت و خانواده آنان مربوط است و همه کارکنان صنعت نفت این واحد را که جزیی از زندگی آنان را تشکیل می‌دهد دوست می‌دارند، چون که رادیو نفت ملی همه روزه از ساعت ۵ بامداد یک‌سره و بدون وقفه تا نیمه‌شب مونس تنهایی، دوست آموزنده و رفیق شیرین گفتار آنها است و صدای؛ اینجا آبادان رادیو نفت ملی در تمام ساعات و در هر محل به گوش آنها می‌رسد. درسال ۱۳۳۲ برای نخستین بار با اعلام جمله؛ اینجا آبادان رادیو نفت ملی، فرستنده جدیدی تولد یافت که بعدها رشدی سریع یافت و در سراسر ایران به خصوص شهرهای خوزستان و کشورهای همجوار دوستان فراوانی پیدا کرد.

رادیو نفت آبادان

نخستین برنامه رادیو نفت ملی با یک فرستنده موج متوسط به قدرت ۲۵۰ وات پخش گردید و خاطره برنامه‌های آن روز که با کادر ضعیف و با فقدان وسائل لازم اجرا می‌گردید هنوز در اذهان بسیاری از شنوندگان قدیمی رادیو نفت ملی موجود است.

وقت‌شناسی با صدای فیدوس

آژیر  “فیدوس” هنوز در اذهان  بسیاری از افراد که تاریخ و گذشته نفت محسوب می شوند بانگ بیدار باش صبح و آغاز کار در تاسیساتی است که با زحمات همین افراد امروزه عمری یکصد ساله یافته است. عمر یکصد ساله ای که به سادگی سپری نشد .

فیدوس

مشخص نمودن و تفهیم ساعت کار به کارکنان ؛ یکی از مشکلات آغاز فعالیت های صنعت نفت در مناطق نفت خیز بود. اما نفت در آغاز راه بود و نظم لازمه تثبیت و ماندگاری آن.

در آن روزگار  “ساعت”  برای بسیاری از افراد دستگاهی لوکس و اشرافی محسوب می شد که طبقات متوسط و فقیر جامعه نه نیازی بدان داشتند و نه یارای خریدنش را ! و کارگران صنعت نفت از میان همین افراد بودند.

کارگران موسمی. چوپانان و کشاورزانی که در مدت حضور در قشلاق به کار شرکت تن می دادند و با فرا رسیدن فصل کوچ ماندن برای آنان بسیار سخت بود و  شگرد متولیان صنعت نفت برای فایق آمدن بر این مشکل ایجاد جذابیت بود و تشویق کارگران موسمی برای ماندن و کارکردن.

تشویق ها و جذابیت های ایجاد شده به مرور موثر افتاد و صنعت نفت دارای کارگرانی گردید که حاضر بودند بمانند و کار کنند.  اما کار هم می بایست دارای نظم و ترتیب می شد و بدین گونه بود که لزوم وجود وسیله ای برای ایجاد نظم کاری در دستور کار قرار گرفت.

خانه ها و کپرهای کارکنان در نزدیکی پالایشگاه ها و کارخانجات بود و راهکار مد نظر این بود که با صدای آژیر گونه ای  بتوان این نظم را بوجود آورد . بدین گونه بود که در ابتدا  سوت های مکانیکی که با جریان فشار باد کار می کردند  و مدتی  بعد نمونه های الکتریکی این سوت ها در تاسیسات نفتی بکار گرفته شدند تا کارگران صنعت نفت  خود را به رعایت ساعات کار عادت دهند. آغاز نصب و استفاده از این آژیر ها در مسجدسلیمان و آبادان بود و به تدریج با کشف و بهره برداری و ایجاد مناطق جدید نفتی ؛ درجاهای دیگر نیز  مورد استفاده قرار گرفتند .

بیشتر نمونه های تهیه  شده  بدین منظور نیز آژیر های ساخته شده در  کارخانجات   SECOMAK  بودند که دارای تجربه ای فراوان در این زمینه بود. آژیرها بر فراز تاسیسات نفتی  قرار گرفتند تا صدای آن در منازل کارگران به خوبی شنیده شده و آنان را به کار روزانه فرا خوانی نماید.

به وسیله همین آژیرها؛ که در آبادان به آنها  “فیدوس” از آنها یاد می کردند؛ کارگران متوجه شروع و پایان زمان کار خود می شدند.

صبح ها قبل از ساعت هفت؛ که زمان شروع کار در پالایشگاه ها و یونیت ها بود ؛ صدای “فیدوس” سه نوبت در فضای محله های کارگری همجوار با تاسیسات طنین انداز می شد تا کارگران از خواب برخیزند و برای حضور در محل کار آماده شوند.

بار اول سه سوت متوالی؛ خواب نوشین بامداد رحیل را از چشم کارگران می ربود تا با شنیدن دو سوت متوالی در نوبت دوم صبحگاهی به محل کار خود رهسپار شده باشند و تک سوت نوبت سوم صبحگاهی آوایی بود که هیچ کارگری دوست نداشت پشت دروازه کارخانه آنرا بشنود چون در این صورت آن روز از کار محروم بود !

چه بسیار کارگرانی که قبل از صدای فیدوس از خواب برخواسته و بر سجاده بودند و بودند افرادی نیز که شب هنگام با توهم صدای فیدوس از خواب بر می خواستند و سراسیمه متوجه اشتباه خود می شدند و باز می‌آرمیدند.

فیدوس ظهر هم یک بار به صدا در می آمد تا کارگران دقایقی را به صرف نهار بپردازند و اهل نماز، نماز بخوانند و پس از آن کار ادامه داشت تا ساعت چهار و نیم  بعدازظهر که صدای فیدوس کارگران را مجاز به رفتن به خانه می نمود.

مسئولیت به صدا در آوردن آژیر معمولا  بر عهده  مسئول مشخص شده برای این کار بود که ساعتی دیواری در اتاقکش نصب می شد و وظیفه داشت در ساعتی مقرر – که معمولا” با رنگ کردن شماره مورد نظر روی ساعت مشخص می شد –  آژیر را به صدا درآورد .

اعلام ساعت کار با فیدوس خاطره بود که در دوران جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران جای خود را به آژیر وضعیت قرمز و سفید در لحظات مرگ بار حملات هوایی داد. آژیرها این بار نه برای فراخواندن کارگران بلکه  برای هشدار به ساکنان مناطق نفت‌خیز برای رفتن به پناهگاه بود تا از حمله دشمن در امان بمانند. بوق ممتد وضعیت قرمز آژیر حمله بود و آخرین صدایی که برخی از اهالی مناطق نفت‌خیز قبل از شهادت آن را شنیدند.

رسانه اجتماعی اروندپرس