۲۹ شهریور ۹۷ ، ساعت ۱۱:۵۳
نقدی بر عملکرد آموزش وپرورش آبادان
کد خبر : 13259۲۵ | در تاريخ : خرداد ۲۵, ۱۳۹۷ | ساعت : ۳:۱۷ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

بیگاری برای رهایی از بیکاری

سیدغدیررمضانی

تاباندن نور برتاریکخانه سازمان ها و ادارات باید دغدغه شود تا جامعه بسوی رشد گام بردارد.
وقتی مردم و مسئولان جامعه به اشتغال و آموزش اهمیت ندهند و حاضربه شناسایی ورفع موانع نباشند، چالش ها در زیرخاکستر می مانند و هر روز برعمق دفن آنها افزوده می شود.
اصولا” فرایند اشتغال و آموزش زمانی که در بیابان سخن از باغ گل یاس میگوئیم ، کاری سخت وطاقت فرساست، که برای باروری آن باید کوشید و هنرمندانه رفتارکرد.
باید آسیب ها را دید و با اهرم توانمندی ها از رشد آسیب ها جلوگیری کرد.
پس از یک دوره تلاش مسئولان و تمکین و انعطاف وزارت آموزش وپرورش ، شعله ای از امید و آرزو دردل جوانان مستعد و جویای کار تابانده شد تا نشاط اجتماعی قدم به شهر بگذارد.
اما خیلی زود این شعله پرفروغ به خاموشی وسردی تغییر وضعیت داد!
سراسر امروزم به پرسه زدن در اینترنت ،کتابهای جامعه شناسی و واژه نگاری علوم اجتماعی اختصاص داشت ، تا واژه ای برای پدیده ای که آموزش و پرورش آبادان خالق آن بوده بیابم!
اما بدلیل اینکه این پدیده نه با بیکاری سنخیتی دارد و نه با بیگاری مترادف است هیچ واژه ای نتوانستم برای معرفی آن استخراج کنم!
قصه پرغصه از آنجا شکل گرفت که در مهرماه سال گذشته اداره آموزش و پرورش آبادان با رویکرد حمایت از اشتغال و افزایش توانمندی کودکان روستایی حدود یکصد جوان تحصیل کرده دانشگاهی را استخدام و به روستاها فرستاد تا کودکان ما با اندوخته های بالاتری پا به دبستان بگذارند.
اما اولین آبی که بر این شعله فروزان پاشیده شد نحو محاسبه حقوق آنها بود!
طبق این محاسبه به تعداد هردانش آموز مبلغ سی هزارتومان به معلمین اختصاص داده شد. به عبارتی معلمی که ۱۴ دانش آموز در کلاس خود دارد حقوق او ۴۲۰ هزار تومان تعیین شد!!!
بله درست حدس زدید؛ یعنی یک معلم با داشتن کارشناسی ارشد ماهی ۴۲۰ هزار تومان حقوق ماهیانه او است!!!
تا اینجای کار او بیکار نیست و یک کارگر است!
اما فاجعه به همین جا ختم نمی شود!
طبق بخشنامه آموزش و پرورش بابت بیمه این معلمین تا امروز ۳۷۷ هزارتومان از حقوق ۴۲۰ هزار تومانی آنها کسر می کند!!!
تااینجای کار هم آنها بعلت حقوق ماهیانه دریافتی ۴۳ هزار تومانی کارگر بحساب می آیند!!!
اما این معلمین جوان بابت خرید بعضی از وسایل کمک آموزشی گاهی ۴۳ هزار تومان از جیب مبارک بابا هم هزینه می کنند!!!
تا این مرحله هم به علت اینکه آنها برای یک ماه زحمت و تلاش هیچ حقوقی دریافت نمی کنند دیگر بیکار نیستند بلکه بیگاری می کنند!!!
در مرحله بحران ، آموزش وپرورش برای رفت و آمد آنها به روستاها که گاها”به ۴۰ کیلومتر می رسد هیچ وسیله ای در اختیار آنها قرار نداده است و آنها دوباره دست توی جیب بابا کرده و ماهی ۳۰۰ هزارتومان برداشت می کنند!!!
در این مرحله بحران ساز که در هیچ نظام حقوقی جهان وجود ندارد از مرحله بیگاری به برده داری تغییر ماهیت می دهد!!!
اما فاجعه زمانی شکل گرفته است که بگوئیم، آموزش و پرورش مدت هفت ماه پس از استخدام آنها هنوز یک ریال به این معلمین جوان پرداخت نکرده است!!!
لذا از مدیران و مسئولان محترم که در زمان اعلام این استخدام ها با انتشار عکس، فیلم ، اعلامیه و اطلاعیه این رخداد را به نام خود ثبت کردند؛ خواهشمندیم یک واژه مناسب برای این نوع اشتغال اختراع کنند تا ما برای انعکاس اینگونه پدیده ها دچار سردرگمی در واژه نگاری نشویم!!!