۲۸ مهر ۹۶ ، ساعت ۱۲:۰۸
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1265
  • بازدید دیروز :

    1250
  • بازدید این هفته :

    40475
  • رتبه الکسا :

    36323
ImageWeek
نقدی بر برنامه وزیر پیشنهادی آموزش‌ و پرورش
کد خبر : 11443۲۳ | در تاريخ : مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ | ساعت : ۴:۵۷ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

در فهرست اسامی کابینه دوازدهم، آقای سیدمحمد بطحایی متولد ۱۳۴۲ تهران، به عنوان وزیر پیشنهادی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش معرفی شده است. او که دارای مدرک کارشناسی برنامه ریزی آموزشی و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی گرایش مدیریت مالی است برنامه پیشنهادی خود را همانند دیگر وزرای پیشنهادی به مجلس ارایه نموده است. این مقاله نقدی بر برنامه ارایه شده او به مجلس است.  هدف اصلی از نقد این برنامه، آن است که با همفکری و گفتگو درباره مفاد آن، بستری مناسب فراهم شود تا شاهد حرکتهای روبه جلو در اصلاح ساختارها و تقویت نیروی انسانی و به تبع آن افزایش رضایت خود کارکنان آموزش و پرورش و مردم باشیم. بر این اساس نویسنده قصد ندارد در میانه رقابتهای جناحی به انتشار نوشتاری دست بزند که از آن به عنوان دستاویزی در جهت مخالفت با وزیر پیشنهادی استفاده شود.

ارزیابی توانمندی وزاری پیشنهادی بر اساس برنامه ارایه شده آنها کاری دشوار است؛ چراکه برنامه‌های پیشنهادی وزرای قبلی و گزینه‌های پیشین موجود است و آنها به سادگی می‌توانند با ویرایش و تکمیل مطالب موجود، برنامه‌ای به ظاهر کامل به نگارش در آورند. این موضوع زمانی دشوارتر می‌شود که به احتمال قوی این برنامه توسط افراد دیگری نیز ویرایش شده باشد. در حقیقت آنچه بیشتر از خود برنامه اهمیت دارد بررسی امکان تحقق برنامه پیشنهادی و ضمانت‌های اجرایی آن می‌باشد.

هرچند برنامه نوعی گوشزد کردن به مخاطبان درباره میزان تسلط نویسنده آن بر امور و جامع نگری و تلاش او برای شناسایی مشکلات موجود و ارایه راهکار است؛ اما جایگاه خود برنامه نویس نیز اهمیت زیادی دارد. با اینهمه در این نوشتار به این نخواهیم پرداخت که آیا خود برنامه نویس در موقعیتی قرار داشته است که در اندازه و مقیاسی کوچکتر، امکان اجرای برنامه نوشتاری خود را داشته است یا نه. همچنین مطرح نخواهیم کرد که چرا آنرا تدوین و اجرا نکرده است و در صورت اجرا چه نتایجی از آن حاصل شده است.آنچه در این نوشتار می‌آید با این فرض مطرح می‌شود که برنامه پیشنهادی تراوش ذهنی خود وزیر پیشنهادی و دغدغه‌ها و راهکارهای خود ایشان برای حل مسایل و مشکلات آموزش و پرورش می‌باشد.

الف- این برنامه را می‌توان نوعی برنامه با “رویکرد التقاطی” تلقی نمود. بطحایی برای دستیابی به جامع نگری برنامه پیشنهادی خود، به برنامه وزرای پیشین نیز نیم گاهی داشته است و سعی نموده است برنامه پیشنهادی او در مقایسه با آنها موارد و ابعاد بیشتری را پوشش دهد؛ اما با توجه به اینکه برنامه فاقد بنیان نظری محکم و قوی است، مسایل و مشکلات و راهکارها، در بسته فکری واحد و منسجمی ارایه نشده است. این عدم انسجام موجب شده است برنامه نوشتاری بطحایی به ویترین فروشگاه‌های بزرگ شباهت یافته باشد که هر فرد بر حسب علاقه و نیاز می‌تواند کالای مورد نیاز خود را در آن “فقط و فقط” به تماشا بنشیند. اما اینکه کی، چگونه و با چه قیمتی به آن دست خواهد یافت نامشخص باشد!؟ یکی از دلایل این عدم انسجام در برنامه آن است که او تلاش نموده است برنامه را در راستای اقناع و جلب نظر جناح های مختلف سیاسی مجلس تدوین کند. این نگرانی موجب شده است که او امور کلی را با امور جزئی که همسنگ نیستند در کنار هم بگنجاند!؟ البته امید داریم ایشان در صورت کسب رای اعتماد مجلس، در مقام عمل چنین جهت گیری را اتخاذ نکند. با جستجوی واژگانی از طریق نرم افزار به خوبی می‌توان دریافت که تنوع واژگانی این برنامه از برنامه وزاری پیشین بیشتر است و حتی موضوعات بیشتری را نیز پوشش داده است. در این برنامه او تلاش نموده است برنامه‌ها و راهکارهای ارایه شده را بر بستر شناخت مسایل و چالش ها، نیازها و امکانات موجود سوار کند. هرچند این تلاش به دلیل رویکرد التقاطی، چندان موفقیت آمیز نیست؛ اما در نوع خود قابل تحسین است.

ب- برنامه پیشنهادی بطحایی بر خلاف برنامه پیشنهادی دانش آشتیانی( وزیر فعلی)، برنامه‌ای فارغ از زمانبندی کمی یا کیفی است. هرچند انتظار زمانبندی کمی در برنامه‌ای در این سطح تا حدی نامعقول به نظر می‌رسد؛ ولی زمانبندی کیفی و تقدم و تاخر اجرای مفاد برنامه (در قالب کوتاه مدت۰ میان مدت و دراز مدت) موجب می‌شود قابلیت اجرایی آن کمتر مورد تشکیک قرار گیرد. از طرف دیگر، عدم تقدم و تاخر زمانی مفاد برنامه، نوعی سردرگمی را در میان ارزیابی کنندگان ایجاد می‌کند. همچنین با کمبود منابع مالی، اجرای همزمان همه برنامه ها، مانع از بهره مندی سریع نتایج خواهد شد. در نتیجه لازم است این تقدم و تاخر زمانی مشخص شود.

ج- در این برنامه مسایل و راهکارهای ارایه شده در متن رابطه دیالکتیکی بین ساختار- عاملیت مطرح نشده است. به این معنا که او می‌توانست پس از بررسی ساختار نهادها و تشکیلات آموزش و پرورش و وضعیت نیروی انسانی و عاملین انسانی آن( کارکنان، دانش آموزان) به رابطه دوطرفه آنها در وضعیت فعلی و آسیب شناسی آن بپردازد و راهکارهای خود را در جهت اصلاح این ساختار و تقویت نیروی انسانی و مهمتر از همه رابطه دیالکتیک ساختار- عاملیت ارایه نماید. برای مثال شکاف بین کادر ستادی و اداری با کادر آموزشی و مدرسه‌ای به عنوان سرمنشاء برخی مسایل آموزش و پرورش می‌تواند آسیب شناسی شود. در تبین این آسیب می‌توان گفت که وضعیت آرمانی سلسله مراتب اداری در آموزش و پرورش آن است که از میان بهترین معلمان، مدیر مدرسه انتخاب شود و از میان بهترین مدیران مدارس، روسای اداره جات و از میان بهترین روسای اداره جات، مدیر کل و از میان بهترین مدیرکل ها، معاونین وزیر و وزیر انتخاب شود. وضعیت کنونی سلسله مراتب اداری در آموزش و پرورش از وضعیت آرمانی شکافی عمیق دارد و حتی در بسیاری موارد، وضعیت معکوسی در آن شاهد هستیم.

طنز تلخی در میان برخی فرهنگیان رواج دارد که ” مدیران کسانی هستند که تدریس بلد نیستند!؟” طنز تلخی که عدالت را به عنوان مقوله‌ای کلیدی در خود نظام اداری آموزش و پرورش به زیر سوال می‌برد. آموزش و پرورش پر است از نیروهای خلاق و توانمند؛ ولی ساختار لایه‌ای و سنتی آن، مانع از کاربست نیروهای خلاق و توانمند می‌شود. این وزارتخانه در سیطره مردان “کت و شلوار و بخشنامه”،”مردان سکون”، “شیفتگان تقویم” و “رجل مدیریتی با نمره زیر متوسط” قرار دارد. افرادی که مسیر طبیعی کسب مدارج صعودی را برای دیگر کارکنان و معلمان سد می‌کنند. جالب اینکه این افراد در مقابل تصمیم سازی و تصمیم گیری تیپ دیگری از مدیران که آنها را “تصمیم سازان انتحاری” می‌توان نامید رویه سکوت در پیش می‌گیرند و جسارت مقابله و اعتراض ندارند.آموزش و پرورش در دهه اخیر و حتی سالهای پیش از آن، در میانه این دو تیپ مدیران، آسیب‌های جدی دیده است و می‌بیند.
بطحایی اگر در پی تحول بنیادین در آموزش و پرورش است برای “انقلاب در انگیزشها” لازم است خانه تکانی جدی در مدیریت‌های ستادی و اداری را در رئوس برنامه‌های خود قرار دهد و با اتکای بر اصل شایسته سالاری با نوسازی مدیریتی، روحی تازه را در کالبد آموزش و پرورش بدمد.

د- این برنامه، هرچند در پیشگفتار بر عزم و مشارکت اولیای مدارس برای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تاکید می‌کند، اما مطالبات خود دانش آموزان و اولیاء را به عنوان منبعی مهم در حل و فایق آمدن بر مشکلات به فراموشی می‌سپارد. اگر نظر اولیاء و خود دانش آموزان به عنوان منبع مهم برنامه ریزی در آموزش و پرورش مد نظر قرار گیرد، بخش مهمی از مسایل و مشکلات آموزش و پرورش قابل حل است. در همین راستا در آسیب شناسی مسایل آموزش و پرورش می‌بایست به اصلاح ادبیات تعاملی آموزش و پرورش با اولیاء و دانش آموزان نیز تاکید شود. ادبیاتی که در آن نوعی عدم شفافیت و دوگانگی در حال رشد و قوام گرفتن است. برای مثال وقتی جامعه ما شاهد بیکاری قابل توجهی در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی رشته‌های فنی- مهندسی است چگونه و با کدام استدلال می‌توان خانواده‌ها را به تحصیل فرزندان آنها در شاخه فنی – حرفه‌ای و یا کار دانش ترغیب نمود. متاسفانه در سال جاری شاهد کنکور مجدد برخی لیسانسیه‌های مهندسی به قصد قبولی در رشته پزشکی بودیم!؟ یا برای نمونه‌ای دیگر در مبحث دریافت کمکهای مردمی از اولیاء برای مدارس، نوعی ادبیات مزورانه در حال رشد است. در حقیقت بسیاری از مدیران و حتی کارکنان اداری نمی دانند چه رویه‌ای را باید درباره دریافت کمکهای مردمی از اولیاء در پیش بگیرند.

ه- این برنامه برنامه‌ای معلول محور است تا علت محور. مسایل و مشکلات بدون علت طرح شده اند و ریشه‌ها مورد غفلت قرار گرفته اند. بر این اساس راهکارهای ارایه شده مسکنی بیش برای بیماری‌ها و آسیبهای حوزه آموزش و پرورش نخواهد بود.
و- در این برنامه در مقوله اقتصاد آموزش و پرورش فقط “رویکرد برون نگر” مورد توجه قرار گرفته است و توجهی به “رویکرد درون نگر” نشده است. هرچند حل مسایل و مشکلات اقتصادی آموزش و پرورش به ویژه در تقویت و اصلاح ساختارها نیازمند تقویت ” رویکرد برون نگری” به ویژه ایجاد تعامل با دیگر نهادها از جمله مجلس و سازمان برنامه و بودجه برای گشایش در تنگاهای مالی و بودجه‌ای آموزش و پرورش است و ارتباط تزدیک بطحایی با سازمان برنامه و بودجه می‌تواند این امید را احیاء کند؛ اما بعد دیگر مسایل اقتصادی آموزش و پرورش یعنی حل مشکلات معیشتی و رفاهی معلمان فقط به اتکای ” رویکرد برون نگر” قابل حل نیست. در این راستا در این برنامه، به پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های درونی خود آموزش و پرورش توجه کافی نشده است. جامعه یک میلیونی فرهنگیان ایران به عنوان بزرگترین صنف شغلی کشور، پتانسیل اقتصادی بسیار قدرتمندی دارد که اگر با “رویکرد درون نگر” آموزش و پرورش مدیریت شود می‌تواند پشتوانه اقتصادی قدرتمندی در حل مشکلات معلمان باشد. این رویکرد موجب خواهد شد تا افزایش حقوق فرهنگیان در دولت، با فشار تورمی بازار از ناحیه‌ای دیگر خنثی نشود و فرهنگیان در دور تسلسل اقتصادی، متحمل ضرر و زیان نشوند!؟
تدوین اقتصاد آموزش و پرورش با نگاه درونزا و استفاده از توانمندی‌های فرهنگیان و خانواده‌های آنها می‌تواند جزء برنامه‌های اصلی و تحول آفرین این وزارتخانه باشد. البته ممکن است برخی با این رویکرد به دلیل این اتهام که آموزش و پرورش از هدف اصلی خود دور می‌شود مخالفت نمایند، ولی واقعیت آن است که انقلاب انگیزشی در میان معلمان بدون تحول در زندگی اقتصادی آنها ممکن نخواهد بود و هیچ هاله معنوی نمی تواند به مدتی طولانی، انگیزش قوی را در خیلی کثیری از افراد زنده نگه دارد. فارغ از نوع نگاه سیاستگذاران، مردم و حتی خود فرهنگیان به مشاغل دوم، در حال حاضر، معلمان در مشاغل دوم خود جزء کارآفرینان مهم کشور محسوب می‌شوند. آسیب شناسی این مشاغل و ساماندهی آنها در جهت اقتصاد آموزش و پرورش، ضمن تقویت اقتصاد خود این نهاد موجب خواهد شد، فرهنگیان در جامعه از حضور در صحنه‌های اقتصادی با برچسب‌های ضد فرهنگی آسیب نبینند.
در راستای تقویت اقتصاد آموزش و پرورش ارتباط مستمر با نمایندگان مجلس در جهت ارایه طرح‌ها و لوایح مختلف ضرورت دارد. پیگیری ایجاد بانک فرهنگیان که پیش از این مطرح شده است گامی دیگر در این راستا است.

ز- در این برنامه معلمان به عنوان افرادی معلق و جدا از خانواده خود در نظر گرفته شده‌اند. اگر بطحایی فرهنگیان را به عنوان افرادی صاحب خانواده (همسر، فرزندان، و حتی در برخی موارد پدر و مادر و خواهر و برادر) به تصویر بکشد، برای بهبود وضعیت معلمان مسایل و مشکلات بیشتری را می‌توانست رصد کند تا در برنامه پیشنهادی خود “نگاه خانواده گرایانه به مسایل فرهنگیان” را اتخاذ کند. این تغییر نگاه از “نگاه اداری صرف” به “نگاه خانواده گرایانه” به مسایل فرهنگیان، علاوه بر توجه به پتانسیل‌های اقتصادی جامعه فرهنگیان در انقلاب انگیزشی معلمان می‌تواند اهمیت کلیدی داشته باشد. فراهم نمودن امکان استخدام فرزندان فرهنگیان در خود آموزش و پرورش، تجلیل و تکریم همسران و فرزندان فرهنگیان، از نتایج این تغییر نگاه می‌تواند باشد.ح- بطحایی در برنامه خود می‌توانست پیشنهاد دانش اشتیانی مبنی بر تشکیل “سازمان نظام معلمی” را برجسته کند تا با شکل گیری معلم حرفه‌ای شاهدد تحولی مهم در گفتمان آموزش و پرورش کشور بشویم.

در مجموع می‌توان گفت:
۱- بخش مهمی از ضعفهای موجود در این برنامه شاید به فرصت اندک آقای بطحایی برای ارایه برنامه مربوط باشد؛ چراکه گزینه‌های دیگری نیز برای این پست مطرح بوده‌اند و او به احتمال در لحظات آخر و فرصت اندک این برنامه را تنظیم نموده است. با اینهمه برنامه نوشته شده به رغم آنکه ویترین قابل توجهی از مسایل و مشکلات آموزش و پرورش را به نمایش گذاشته است ولی نیازمند بازنویسی مجدد با اتخاذ رویکردی واحد و منسجم به ویژه از منظر اولویت بندی، تقویت رویکرد درون نگری به مسایل مختلف آموزش و پرورش به ویژه مسایل اقتصادی، نوسازی مدیریت و توجه به شایسته سالاری، توجه به مطالبات اولیاء و دانش آموزان به عنوان منبع مهم برنامه نویسی و تصمیم سازی، اتخاذ رویکرد خانواده گرایانه به مسایل فرهنگیان به ویژه همسران و فرزندان آنها، و طرح ” سازمان نظام معلمی” می‌باشد.

۲- آقای بطحایی اگر به عنوان وزیر انتخاب بشود میراث دار مشکلات و مسایل عمیقی خواهد بود که برای حل بخش مهمی از آنها، به تیم کاری قوی و با انگیزه نیاز خواهد داشت. او باید جسارت تحول در مدیریت و خانه تکانی هم در وزارت و هم در سطح مدیران کل استانها و هم روسای ادارات را داشته باشد. در غیر اینصورت او نیز مانند بیشتر وزرای پیشین کار چندانی از پیش نخواهد برد و قصه پر غصه نظام آموزش و پرورش ما همچنان ادامه خواهد داشت؟!

دکتر علی میرزامحمدی (جامعه شناس و فعال آموزش و پرورش)