۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1580
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    32385
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
فقر در آبادان
کد خبر : 11540۰۴ | در تاريخ : شهریور ۴, ۱۳۹۶ | ساعت : ۳:۳۱ ق.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

لغت ‌شناسان برای فقر معانی بسیار ذکرکرده اند. بخشی از این معانی عبارت ‌است تنگدستی، تهیدستی، پریشانی، شکستن، کنده کاری کردن، دهانه ی قنات ‌و گودالی که در آن نهال خرما می کارند.
افزون بر این لغت ‌شناسان، مبتلا به درد کمر و یا شکستگی ستون فقرات ‌را فقیر نگاشته اند. بر این اساس، تهیدست را فقیر می خوانند؛ زیرا ستون ‌فقرات توانایی اش شکسته است (ومیار میثم ) . فقر را میتوان به بسیاری از موضوعات نسبت داد مثلا فقر فرهنگی ، فقر مالی ، فقر جسمانی و … ولی در این مقاله ((فقر مالی)) مد نظر قرار گرفته است .

فقر مادی را میتوان به فقر مطلق و فقر نسبی تقسیم کرد :

فقر مطلق به اینکه فرد به نیازهای ابتدایی زندگی دسترسی نداشته باشد، اشاره دارد. یعنی چیزهایی نظیر آب پاکیزه، تغذیه، خدمات بهداشتی، آموزش، پوشاک و سرپناه (ویکیپدیا ). روش می‌توانیم یک «سبد» از نیازهای ضروری، مستقل از سطح زندگی در یک جامعه، تعیین کنیم و هزینه و قیمت آن را در بازار خرده‌فروشی ارزیابی نماییم که این روش را روش محاسبه فقر مطلق می‌نماند (طباطبایی رویا ).

 فقرِ نسبی اشاره دارد به نداشتنِ سطحی معمول یا اجتماعاً پذیرفته از منابع یا درآمد در مقایسه با سایر افراد آن جامعه یا کشور ( ویکیپدیا ). از آنجا که فقر نسبی با ضروریات اساسی در رابطه نیست، بنابراین بیشتر از آنکه تعریفی از فقر باشد، نابرابری در طبقات جامعه را نشان می‌دهد. در حقیقت مردمی که در مقایسه با این مقیاس، زیر خط فقر زندگی می‌کنند لزوماً ممکن است مردم محرومی نباشند و فقط می‌توان گفت که در مقایسه با دیگران از رفاه کمتری برخوردار می‌باشند (طباطبایی رویا) . انچه که باعث اعتراضات و شورشها در جوامع  می گرددو فاصله طبقاتی و ستیز طبقاتی و دیگر اصطلاحات تا حدود زیادی به آگاهی مردم از  فقر نسبی خود بر می گردد .  با توجه به اینکه جهت تعین خط فقر نسبی نیاز به شاخصی دارد که آن را خط فقر می خوانند و گویا تعریف واضحی شاخص در کشورمان وجود ندارد آمار دقیقی از افراد  مبتلا به فقر نسبی وجود ندارد .

آبادان شهری در جنوب غربی ایران محصور در بین دور رودخانه آب شیرین ایران بهمنشیر و اروند رود است . دارای دو بندر تجاری آبادان و چوئبده ، پالایشگاهی با قدمتی بیش از یک قرن ، پتروشیمی ، فرودگاه بین المللی ، شهرک صنعتی ، پتانسیل های کشاورزی و شیلات ، ظرفیتهای بالای توریستی و اخیرا بندر آزاد تجاری است . شهرستان آبادان یکی از قطبهای درمانی خوزستان بوده و پذیرای بسیاری از بیماران استان و کشور همسایه عراق و حتی خلیج فارس است . ولی با توجه به تمامی امتیازات ذکر شده ابادان با یکی از مشکلات مهم کشور یعنی بیکاری ، فقر و حاشیه نشینی درگیر است . به راستی چرا با وجود پتانسیل های بالای اقتصادی این شهر معضلات شدیدی چون فقر و حاشیه نشینی دست به گریبان است ؟ چرا با وجود تلاش شدید کمیته امداد حضرت امام (ره ) ، بهزیستی و سمن ها حلقه فقر باز نمی گردد ؟

در ذیل ابتدا به برخی از دلایل فقر شهرستان آبادان  اشاره می گردد :

   ۱ – فرهنگی  :

     الف ) گسست اجتماعی :   

ابادان در گذشته عبادان نام داشت شهری یا منطقه ای عرب نشین و سنتی بامحوریت کشاورزی و صیادی افراد در سنتها حل شده بودند و فردیت اندکی وجود داشت .  با کشف نفت در مسجد سلیمان و اهواز و  شناسایی عبادان به عنوان بهترین نقطه برای ساخت پالایشگاه ، روند صنعتی شدن این شهر اغاز گردید . بر اثر نوسازی و صنعتی شدن عبادان این شهر به شدت مهاجرپذیر شد و کارگران از اقصا نقاط ایران و از اقوام مختلف به ان مهاجرت کردند. دشتستانیها ، بختیاریها ، لر ها ، اذری ها ، ارمنیها ،بلوچها و سیستانیها و … . از بین الملل هم بسیار امدند انگلیسیها و امریکاییان ، سیکها و بنگلادشیها و عراقیها  ، … واینگونه بود که شهر یکدست «عبادان»  به شهری با اقوام مختلف به نام « ابادان » مبدل شد  . مردمی که حول محور اشتغال در پالایشگاه و صنایع جانبی گرد امده بودند . عده ای مشغول در صنایع و عده ای جهت رفع نیازهای عادی زندگی کارکنان کارگران کار می کردند . هریک وظیفه ای به عهده داشت . هرچند هنوز فردیت تا تعالی بسیار راه طولانی در پیش داشت ولی پیشرفت چشمگیری کرده بود . همه یاد گرفته بودند که به هم احترام بگذارند چون زندگی در ابادان و پیشرفت صنعت و در یک کلام «نان خوردن» به امنیت و ارامش نیاز داشت و چنانچه امنیت از بین می رفت دیگر کار و اشتغال نبود.  واین همان همبستگی ارگانیسمی بر اثر «تقسیم کار » امیل دورکهایم را تداعی می کرد. اما در سال ۱۳۵۹جنگ از جانب رژیم بعثی عراق به ایران تحمیل گردید و زیر ساختهای صنعتی شهر از بین رفت . ابادانیها در شهر های مختلف اواره گردیدند و طولی نکشید که اینبار ابادانیها به «جنگ زدگان» تغییر نام یافتند . جنگ زدگی و اوارگی ، زندگی در کمپهای مخصوص جنگ زدگان و بیکاری   عوارضی چون اعتیاد از هم پاشیدگی خانواده ها ، دور افتادن دوستان و اشنایان از یکدیگر ، ازدواجهای اجباری و .‌.. به همراه داشت .
در ۱۳۶۷جنگ بعد از هشت سال به پایان رسید و جنگ زدگان خواستند با بازگشت به ابادان دو مرتبه ابادانی شوند . اما دیگر صنعتی وجود نداشت . اری همبستگی که بر اثر صنعتی شدن و توافق برای حفظ  و تقسیم کار ناشی از ان روزگاری وجود داشت ، دیگر دیده نمیشد . از جانبی ابادانیها به شدت زخم خورده جنگ و عوارض ناشی از ان  بودند . واین بود که بسیار از ابادانیها دچار بحران هویت گردیدند؛ براستی ما ابادانی هستیم یا عبادانی . ما بوشهری ، بلوچ و بختیاری هستیم و مدتی به عبادان امدیم کار کردیم و الان باید حلقه های خود را داشته باشیم و یا نه ما دیگر ماهمه ابادانی هستیم . اری همبستگی دیگر کاهش پیدا کرده بود . بیکاری ابادانیها و اشتغال غیر بومیان ،  رای طلبی کاندیداتورها بر اساس قومیت ، مشکلات عمومی کشور و … همگی وضعیت همبستگی و هویت این شهر را بغرنج تر کردند. اینکه اکنون از بالاترین امارهای نابهنجاری در کشور رنج می بریم شاید به دلیل بی هنجاری ناشی از «گسست همبستگی اجتماعی باشد .

ب ) دور شدن از فرهنگ تلاش و کار :

  ۱- عوارض فرهنگی جنگ تحمیلی : بنا به گفته شاهدان قبل از جنگ تحمیلی به جز خرما بسیاری از محصولات  ازقبیل انار ، سیب ،  انجیر ، انگور ، هلو ، موز ، توت ، ،خربزه ، هندوانه  ،کدو ، لوبیا ، خیار ،گوجه ،سبزیجات بامیه ، کشت می شد . کشاورزان جویهایی با امکانات ابتدایی زمان را تا حیاط منزل خود حفر می کردند و آب با جذر و مد وارد منازل می گشت و برای مصارف خانگی استفاده می شد . جنگ و ساکن شدن طولانی مدت در خوابگاه های جنگ زدگان( حداقل هشت سال )  و وفات بسیاری از کاردانهای کشاورزی سنتی در این مدت باعث سست شدن فرهنگ کار سخت کشاورزی و عادت ورزیدن به مشاغل کاذب گردید . بعد از جنگ و بازگشت به روستاها و مواجهه با گستردگی خرابی ها ی بجای مانده از جنگ و امید های واهی به داشتن شغلهای آسانتر از احیاء کشاورزی چون اشتغال در پالایشگاه و دیگر مشاغل صنعتی باعث گسترش حاشیه نشینی گردید . امیدی که هیچگاه تحقق نیافت اما حاشیه نشینی و معضلات آن را افزایش داد .

 ۲ – کمک های خیریه موسسات و سمن ها بدون در نظر گرفتن تاثیرات و کژکاردی آنها : فقر مالی باعث شد که موسسات خیریه و سمن ها تا حداکثر توان خود جهت رفع نیازهای خانواده های کم بضاعت به کار گیرند واین عمل علیرغم مفید به فایده بودن یک کژکارکردی به دنبال داشت و آن وابستگی خانواده به این کمک ها بود . آری می بایست در حین دادن ماهی به این خانواده ها ماهیگیری به ایشان آموزش داده می شد .

 ۳ –  اعتقادبه پذیرش جبر و تسلیم در مقابل فقر : حلقه و دورباطل فقر باعث ایجاد تسلیم خانواده های بی بضاعت در مقابل فقر گردید ه است و آن را سرنوشت خود می انگارند . این باعث ایجاد یک نوع ایدئولوژی فقر پسندی در بین ایشان گردیده است . این فقر پسندی تا به آنجا می رود که اگر کسی نیز بخواهد و جرات و همت جهت شکستن فقر خویش به خرج دهد از جانب دیگران محکوم شده یا به شدت مورد حسادت واقع می گردد .

ب ) بیکاری :

۱ – شور شدن آب رودخانه های آبادان : همانطور که قبلا ذکر شد آبادان در بین دو رودخانه آب شیرین محصور شده است . هرچند گاهی اوقات به علت جذر و مد و بالا آمدن آب خلیج فارس اصطلاحا آب لب شور می شود ولی هیچگونه تاثیر منفی برکشاورزی این شهرستان نداشت . عدم دقت مسئولین در پروژهای آب ، سد سازی های  بدون برنامه و دقت، بخشی نگری در برنامه های کشوری باعث شور شدن آب کشاورزی و ازبین رفت بسیاری از نخیلات علی الخصوص در ناحیه اروند کنار و گسترش شدید بیکاری و درنتیجه فقر گردیده است .

۲ – استفاده از پیمانکاران و نیروهای غیر بومی در شهرستان : یکی از دوستان می گفت اگر بخواهی در آبادان پیشرفت کنی و یا استخدام بشی باید آبادانی نباشی . استفاده از پیمانکاران غیر بومی در پروژه های سنگین و یا نیروهای متخصص  و مدیران پروازی در مواردی که به تخصص بالا نیاز هست و یا مسائل مربوط به امنیت منطقه و کشور باشد ،امری معمول است .  اما به وضوح قابل روئیت است حتی پروژه های دسته چندمی و … از نیرو های غیر بومی استفاده می شود و این باعث گسترش فقر ، مهاجرت و … می گردد .

ج ) اعتیاد : گسترش اعتیاد در کشور و بالتبع در شهرستان با  توجه به این نکته که آبادان در خط ترانزیت مواد مخدر نیز هست ، از دیگر عوامل گسترش فقر است . زمانیکه پدر و در کل نیروی کار خانواده  ( با توجه به شرایط کشور و منطقه منظور بنده از نیروی کار مردان آماده بکار هستند ) به اعتیاد گرفتار شود عملا از نیرویی مولد به مصرف کننده مبدل می گردد .

 

 آسیب هاو معضلات فقر در شهرستان آبادان :

الف ) افزایش آمار طلاق : در تحقیقی که بنده در پایاننامه کارشناسی ارشد خود بر روی معضل طلاق داشتم مهمترین عامل طلاق را در فقر و بیکاری یافتم . یکی از کار کردهای خانواده حمایت مالی از اعضای خود است . فقر این کارکرد خانواده را ابتر می سازد . از جانبی خانواده فقیر نیز دچار بحرانها و معضلاتی می گردد. نهادی که کارکرد نداشته باشد وجودش ضروری نیست و محکوم به فناست در نتیجه خانواده ازهم می پاشد . از جانبی فقر باعث افزایش آمار ازدواجهای اجباری که نتیجه آن طلاق و سایر معضلات آن است می گردد .

ب ) افزایش آمار جرم : فقر معمولا  باعث گسترش فساد و جرم و جنایت می گردد . فقیر در هر دو تعریف مطلق و نسبی خود جهت برآورده کردن نیازها ممکن است دست به امور غیرقانونی بزند .

ج ) افزایش آمار کودکان کار : خانواده های فقیر دچار معضلات فراوانی هستند . یکی از این معضلات کودکان کار است . کودکی که درسن بازی و تحصیل است به علت فقر خانواده و نیازهایی چون خرج تحصیل و … مجبور به کار می گردد و چه زود پیر می شوند کودکان کار .

د ) حاشیه نشینی : یکی دیگر از معضلات فقر که معمولا از عامل بیکاری نشات گرفته است حاشیه نشینی است . روستایی بیکار زمانیکه هیچگونه منبع درآمدی در منطقه و روستای خود نمی بیند به امید کسب روزی به شهر ها مهاجرت کرده و حاشیه نشین می گردد . و حاشیه نشینی پس از مدتی معضلات جدیدی را باخود برای وی به همراه دارد .

ه ) مهاجرت : متاسفانه فقر که از بیکاری نشات گرفته بسیاری از همشهریهایمان را به مهاجرت به سایر نقاط کشور منجمله استان یزد نموده است . و این ممکن است شروعی باشد بر پایان شهرمان

و ) مشکلات امنیتی :  شهرستان آبادان در نقطه مرزی کشورمان قرار دارد . از جانبی با عراق هم مرز است و از سویی دیگر با کشورهای خلیج در تعامل است . استخدام نیروهای غیر بومی و بیکار ماندن بومی ها نیز احساس مورد تبعیض واقع شدن را بر می انگیزد . باید توجه کرد  فقر می تواندبه  پاشنه آشیل امنیت  شهرستانمان مبدل شود .

 

 راهکارهای کاهش فقر :

 الف ) استفاده از سمن ها : سمن ها سازمانهای مردم نهادی هستند که داوطلبانه و بدون داشتن محدودیتها وبورکراسی ادارات و دیگر سازمانها و بدون در نظر گرفتن زمان و … اقدام به انجام خدمات می کنند . در آبادان سازمانهای متعدد مردم نهاد وجود دارد که به خدمت رسانی مشغول هستند و منشا خیرات فراوانی هستند . آنچه مهم به نظر می رسد آموزش و جهت دهی به اعضای این تشکل ها در جهت توانمندسازی فقرا است . ایجاد یک اتاق فکر برای سمن ها ضروری به نظر می آید .

ب ) فرهنگسازی : همانگونه که ذکر شد به نظر نویسنده یکی از دلایل مهم فقر مشکل فرهنگی است . در جهت رفع ایم مهم اقدامات فرهنگی مناسب می بایست صورت پذیرد . استفاده از هنرمندان و رسانه  در جهت ترمیم پیوند اجتماعی ضروری می نماید . از جانبی سمن ها ، کمیته امداد حضرت امام (ره ) ،  بهزیستی  ، مدارس ،حوزه های علمیه و خطبا می توانند  در جهت گسترش فرهنگ کار  وهمکاری در جهت پیشرفت منطقه بجای حسادت و ممانعت نقش بسیار  مهمی داشته باشند . قابل ذکر است کمیته امداد و بهزیستی تلاش قابل تقدیری را در این راستا انجام داده اند .

ج ) گسترش کار آموزی ومهارت های فنی و حرفه ای : آموزش فنی و حرفه ای جوانان در جهت غنی کردن مهارنها و خود اشتغالی نقش به سزایی دارند . اقدامی که اخیرا  منطقه آزاد در جهت تشویق به کار اموزی جوانان منطقه با تعریف یک مشوق نموده است بسیار شایسته است .

د ) استفاده حداکثری از پیمانکاران و  نیرو های بومی

ه ) حل مشکلات کشاورزی و آب : چناچه مشکلات کشاورزی مرتفع گردد ، مهاجرت از حاشیه های شهر ها به روستاها صورت می پذیرد و بسیاری از مشکلات حاشیه نشینی کاهش می یابد .  

 و ) مبارزه با اعتیاد : یک سال پیش بنده افتخار شرکت در جشن ترک اعتیاد یکی از موسسات ترک را داشتم . آنجا با جوانان خوش قامتی آشنا شدم که تا یک یا دوسال قبل به اعتیاد دچار بوده ولی هم اکنون سالم و سرحال مشغول شادی بودند . مبارزه با اعتیاد را از سه جهت می توان پیگیری کرد . مبارزه با قاچاق چیان ، آموزش خانواده ها و توانمند سازی مراکز ترک اعتیاد . مبارزه با قاچاقچیان امری مهم است ولی در اینجا آموزش خانواده ها و توانمندسازی مراکز ترک اعتیاد مدنظر بنده است . با توجه به داشتن دانشگاهها و مراکز آموزشی مانند مدارس و حوزه های علمیه و نهاد های درگیر با اقشار کم در آمد جامعه مثل کمیته امداد و بهزیستی و سمن ها ، تنها با  نظم بخشیدن به فعالیت  آنها توسط یک مدیریت  واحد شهری می توان آموزش را پیگیری کرد و از سویی نهادها و سازمانهای متمولی چون منطقه آزاد ، پالایشگاه ، بنادر ، پتروشیمی و … می بایست به وظیفه اجتماعی خود عمل کرده و ردیف اعتباری در خصوص تقویت مراکز ترک اعتیاد درنظر گیرند .

ز ) گردشگری روستایی : آمدن گردشگر به روستا ها می تواند  در پیشرفت اقتصادی مناطق بسیار پر اهمیت باشد . نمونه هایی موفق در استان خوزستان از این مهم وجود دارد . گردشگران با خرید صنایع دستی ، استفاده از نخیلات به عنوان فضای گردشگری و پرداخت هزینه های اندکی برای اقامت می تواند به ریشه کن شدن فقر در روستاها و مهاجرت حاشیه نشین ها به آن مناطق گردد .

ک ) تقویت بنیه اقتصادی زنان خودسرپرست و یا بدسرپرست : طلاق باعث افزایش آمار  زنان خود سرپرست در شهرستان می گردد . از جانبی چه بسیار زنانی که دارای سرپرست مرد بوده ولی به علت نااهل بودن همسرانشان و یا بیمار بودن ، عملا سرپرستی که فعالیت اقتصادی داشته باشد ، ندارند و این یک آسیب بوده و زمینه ساز معضلات متعدد اجتماعی می گردد . آموزش زنان چه ازنظر اقتصادی و چه از لحظ فرهنگی می تواند جلوی فقر و یا تشدید آن را در اینگونه خانواده ها بگیرد .

ل ) اهمیت همه گیری بیمه های اجتماعی :  بیمه های اجتماعی و پوشش آن می تواند در زمان از کار افتادگی و یا فوت سرپرست با فراهم آوردن حداقلهایی باعث کاهش رشد فقر و آسیبهای آن گردد . متاسفانه بسیاری از کارگران اعم از کارگران ساختمانی ، فروشند ها و … توسط کارفرمای خود بیمه نمیشوند . این مهم عزم مسئولین مربوطه را می طلبد .

در پایان باید خاطرنشان کرد اگر ایران عزیزمان چون دژی استوار در منطقه پر تلاطم استوار ایستاده است  ، شهر های مرزی چون آبادان  به مثابه دیوارهای دژ هستند و استحکام دژ به دیوارهایش است .

 

رضا دویده

دوشنبه سی ام مردادماه یک هزار و سیصد و نود و شش

 

منابع :

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=728480  ۱ –  ومیار میثم

ویکی پدیا Poverty (sociology)”. Poverty (sociology). britannica.com 2 –

http://www.khabaronline.ir/detail/70280/Economy/macroeconomics 3 – طباطبایی رویا

۴ – استفاده از مطلعین کلیدی