۰۹ آبان ۹۷ ، ساعت ۰۸:۱۵
عراقی‌ها در بازار خرمشهر، خوب یا بد؟
کد خبر : 13339۰۳ | در تاريخ : شهریور ۳, ۱۳۹۷ | ساعت : ۱۲:۴۷ ق.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

در این چند ماه اخبار زیادی شنیده‌ایم مبنی بر این‌‌که با گران شدن ارز، بازارهای شهرهای مرزی ناگهان تبدیل به بهشتی برای خریداران آن طرف مرز (عمدتا عراقی‌ها) شده است و آن‌ها با ارزانی نسبی که برای‌شان در این طرف مرز به وجود آمده است، مشغول جارو کردن بازارهای ما هستند. در نتیجه مثلا دیگر فرشی در بازار پیدا نمی‌شود چون عراقی‌ها و ترک‌ها همه را برده‌اند.

عده‌ای از مشاهده این وضعیت خوش‌حال هستند و عده‌ای ابراز نگرانی و شکایت می‌کنند و دولت را دعوت می‌‌کنند که کاری بکند. مثل همیشه ماجرا پیچیده است و عوامل زیادی در آن دخیل هستند و نباید بدون دانستن همه ابعاد/جزییات نظر قطعی داد. ولی این‌ها چند موردی است که به ذهن من می‌رسد:

۱) شکایت و نگرانی: صادرات این کالاها باعث «گرانی» آن‌ها در داخل شده است.

پاسخ: این پدیده را بارها دیده‌ایم. زمانی صادرات سیمان آزاد شد و سیمان در داخل گران شد. در نتیجه صنعت سیمان داخل به شدت رونق پیدا کرد ولی با شکایت مصرف‌کنندگان سیمان دولت به صورت شبانه وارد عمل شده و صادرات سیمان را ممنوع کرده و باعث زیان زیادی به تجارت خارجی و تولید داخلی کشور کشور شد. زمانی صادرات بادمجان و گوجه‌فرنگی آزاد شد و همین اتفاق برای قیمت محصولات کشاورزی افتاد و الخ. ولی دقت کنیم که این اتفاقا ذات تجارت است: شما وقتی با کشور دیگری تجارت می‌‌کنید، کالایی که در داخل فراوان‌تر است به آن کشور می‌رود و در مقابلش چیز دیگری که این‌جا به صورت رقابتی قابل تولید نیست باز می‌گردد. در نتیجه بلی ممکن است که بادمجان و گوجه و سیمان در داخل «گران» شود، ولی در مقابلش مثلا «کفش و گوشی موبایل و دارو و لباس» برای مصرف‌کننده ایرانی ارزان‌تر می‌شود.

فراموش نکنیم که اجناس داخلی ما مجانی صادر نمی‌شود، در مقابلش «ارز» وارد کشور می‌شود که این روزها عاملی کم‌یاب در اقتصاد ایران است. همیشه شنیده‌ایم که افزایش قیمت ارز باعث رونق صنایع داخلی می‌شود، اگر حضور عراقی‌ها و ترک‌ها باعث جاروشدن بازار فرش در استان‌های مرزی شده است، خبر خیلی خوبی است: صنعت فرش ایران رونق می‌گیرد و عده‌ای مشغول کار می‌شوند.

۲)‌ سوال: آیا اگر محصولی که این طور مثل برق صادر می‌شود با «گاز» یارانه‌ای تولید شده باشد و به ان خاطر ارزان باشد، باز این حرف شما درست است؟

پاسخ: کمی اما و اگر دارد ولی به نظرم هم‌چنان درست است چون هزینه فرصت آن گاز خیلی بالا نبوده است، چون گاز به خاطر محدودیت‌های مختلف مستقیما قابل صادرکردن نبوده است. قبلا هم در این مورد نوشته‌ام که این فرآیند به نوعی صادرات «گاز و برق مجازی» است، یعنی عامل تولیدی که خودش مستقیما قابل صادر کردن نیست، به صورت جاسازی‌شده (Embedded) در یک کالای نهایی صادر می‌شود. همین اتفاق برای نیروی کار هم می‌افتد: شما وقتی محصول کاربر صادر می‌کنید، انگار نیروی کارتان برای یک کشور دیگر کار می‌کند ولی این کارش در قالب ارزش آن محصول تجلی پیدا می‌کند. فرش‌باف ما نمی‌تواند برود در ترکیه و عراق کار کند، ولی با صادرات فرش انگار دارد این کار را می‌کند (البته با دست‌مزد داخلی). برق غیرپیک ما نمی‌تواند به راحتی صادر شود، ولی با نهفته‌شدن داخل کالا عملا صادر می‌شود.

۳) سوال: خب در چه مواردی از این نوع صادرات احساس خطر می‌کنید و آن را مثبت نمی‌دانید؟

پاسخ: به نظرم در سه مورد: فرار سرمایه، صدمه به محیط‌زیست و یارانه مستقیم به کالای وارداتی. توضیح بیش‌تر می‌دهم:

الف) وقتی که کالایی که صادر می‌شود به صورت مصنوعی و به دلیل یارانه مستقیم دولت ارزان باشد. مثلا اگر بنزین به خارج صادر/قاچاق شود، هیچ کدام از استدلال‌های بالا صادق نیست و باید نگران بود چون در جریان صادرات بنزین، ما مزیت منابع داخلی را صادر نمی‌کنیم. یک کالا را از بازار بین‌المللی می‌خریم و با پرداخت یارانه نقدی آن را مصنوعی ارزان می‌کنیم. صادرات بنزین در این حالت بازتوزیع یارانه دولت به کسانی است که آن را قاچاق می‌کنند. یا مثلا اگر دولت شکر و آرد را با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کرده و دست مصرف‌کننده برساند و این کالاها با ارز ۹۰۰۰ تومانی به خارجی‌‌ها فروخته شوند باز جای نگرانی است. صادرات کالاهایی جای خوش‌حالی دارد که عمدتا در داخل و با به کارگیری منابع داخلی صادر شده‌اند.

ب) وقتی که صادرات کالا بستری برای خروج/فرار سرمایه از کشور باشد. یعنی به جای این که یک کالایی صادر شده و معادل آن ارز یا کالای کم‌یاب وارد کشور شود، سرمایه داخلی در قالب کالای صادراتی بیرون بیاید و برنگردد.

حامد قدوسی