۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1580
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    32385
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
تحلیل حماسه ذوالفقاری در دفتر سیاسی سپاه چاپ ۱۳۶۱
کد خبر : 9202۲۱ | در تاريخ : آبان ۲۱, ۱۳۹۵ | ساعت : ۱۱:۵۲ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

گذری بر دو سال جنگ/ پیش از تهاجم عراق تا پس از عملیات چریکی نیروهای ایرانی . تحلیلی از دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۱
بخش از تهاجم تا توقف و تثبیت این گزارش تحلیلی را در زیر می خوانیم:
shahid-hamidreza-taheri-khorasani-shahid-mansour-darooeian

درگیری‌های عراق در ۵۹/۶/۱۴ در غرب آغاز شد ولی در نوار مرزی جنوب اولین درگیری‌های ایذایی در ۵۹/۶/۲۲ صورت گرفت و در ۵۹/۶/۲۳ اولین شهید جنگ در جنوب را که برادری از سپاه امیدیه بود، داشتیم. درگیری‌هایی ایذایی و آزمایشی، با سلاح انفرادی که بعدا به خمپاره تبدیل شد، چند روزی بیشتر طول نکشید و جنگ کلاسیک سراسری و تمام عیار عراق در اول مهر آغاز گردید.

عراق در هجوم سراسری خود، مناطق وسیعی از خاک کشور اسلامی ایران را توانست با قوت و بدون اینکه با مانع مهمی روبه‌رو شود، اشغال کند. برای این هجوم گسترده که در سرتاسر نوار مرزی جنوب و غرب کشور صورت گرفت سازماندهی، تدارکات، طرح و برنامه و … از مدت‌ها قبل انجام و پشتوانه عظیمی برای این کار تدارک شده بود، این پشتوانه شامل پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی جهانی و ارتجاع منطقه هم می‌شد که در ابعاد مختلف نظامی (اطلاعات طرح و برنامه)، مالی، فکری، سیاسی، تدارکاتی و تبلیغاتی به کمک صدام آمده بودند.

ارتش عراق به سرعت به اهدافش دست می‌یافت و مواضع ما پشت سر هم سقوط می‌کرد. روحیه ارتش عراق بالا، انسجام بسیار بالا، قدرت و توان رزمی و تجهیزات بسیار بالا و احساس قدرتمندی در حال افزایش بود، به نحوی که فرمانده لشگر ۱۰ زرهی عراق که در جبهه شوش و دزفول عمل کرده و مستقر شده بود سرمستانه از صدام تقاضا کرد که «اجازه بدهید بروم تهران را بگیرم.» از آن سو در نیروهای خودی ضعف سازمان، ضعف فرماندهی، درگیری‌های درونی و برخی موارد ضعف دیگر، جو غالب را تشکیل می‌داد.

آمریکا چه توسط مستشاران سابق خود در ارتش و چه توسط نظامیان فراری به جزیی‌ترین اطلاعات مورد نیاز دسترسی داشت مثلا برای عبور از کارون دقیقا از‌‌ همان منطقه‌ای که لشگر ۹۲ اهواز در مانور سال ۵۶ خود پل زده بود، عراق هم در‌‌ همان جا پل زد و عبور کرد. در یک تحلیل مادی مانعی بر سر راه اجرای طرح اشغال سریع خوزستان، برنامه‌ریزی شده از پنتاگون، توسط عراق وجود نداشت.

در اینجا می‌توان به گوشه‌ای از عظمت نقش شهادت‌طلبانی پی برد که با کوچک‌ترین امکانات و بدون اینکه ضعف عمومی نیروی دفاعی کشور ناامیدشان کند، آنقدر به ماشین جنگی غول‌پیکر عراق کوبیدند تا مجبور شد پیشروی را متوقف و در‌‌ همان اوایل جنگ زمین‌گیر بشود و حتی از مناطقی صرفنظر کرده و عقب بکشد، جنگ تن مسلح به ایمان، با تانک و زرهپوش بود که دشمن را متوقف و خاک‌نشین کرد و مقدمه‌ای شد تا رویای زیبای امپریالیسم به کابوسی وحشتناک تبدیل بشود.

حماسه مقاومت در خرمشهر که حدود یک ماه دشمن متوقف و سرانجام از نفس افتاده را مجبور کرد به نیمی از خرمشهر اکتفا کرده و از تصرف بخش شرقی و ادامه راه خودداری کند، خود فصل بزرگی را در تاریخ جنگ تشکیل می‌دهد که در موقع مناسب بایستی به آن پرداخت و نظیر چنین حماسه‌هایی در مناطق دیگر به انحاء مختلف وجود داشته است.

در آبادان وقتی نیروهای عراقی از کوی ذوالفقاری وارد می‌شوند، پیرمردی اوراق فروش، خبر می‌شود و نیروهای انقلاب و مردمی را خبر می‌کند و خود همراه نیروهای انقلاب و مردم به جنگ با عراقی‌ها می‌پردازد که خودش و پسرش شهید می‌شوند.

با وجودی که عراق از بهمنشیر عبور کرده و وارد کوی ذوالفقاری شده بود باز هم نتوانست آبادان را تصرف کند و این مطلب عجیب و عظیمی است، ولی حماسه‌هایی که توسط امثال همین پیرمرد ساخته شد، آنقدر بزرگ است که شکست عراق در آن منطقه و عقب‌نشینی آن از بهمنشیر در واقع فقط گوشه از عظمت این حماسه است.

بدون تردید عامل اصلی جلوگیری از پیشروی مورد نظر بعثی‌ها، مردم بوده‌اند. مردم سیر جریانات ضدانقلابی و توطئه‌ها را دیده و با انواع مختلفش برخورد کرده بودند، از تظاهرات و اغتشاشات امپیریالیستی تا انفجار قطار‌ها و ناامنی جاده‌ها، از تحصن‌ها و اعتصاب‌های دست‌پخت گروه‌ها تا جنگ‌های شهری و خیابانی خرمشهر و حوادث کردستان، گنبد و… همه اینها وسایلی شد برای آبدیده شدن فولادی به نام مردم.

روحیه اهالی شهرهای اشغال شده یا در تهدید اشغال و نحوه رفتار آنها با دولت و برخوردشان با دشمن و مشکلات خود بحث مفصلی را لازم دارد. اهالی آبادان در حال محاصره، خرما و گوجه تولید کرده و به دولت می‌فروختند، اهالی حمیدیه به کشت و کارشان تا آنجا که می‌شد ادامه می‌دادند، این سخن یکی از اهالی حمیدیه است: «ما در مزرعه‌ای که توت کاشته می‌شد هندوانه برداشت می‌کردیم.»

نقش مردم اعم از مناطق جنگی و غیره در تدارکات و پشتیبانی جبهه‌ها از ابتدای جنگ تاکنون بی‌نیاز از بازگو کردن است. همه رزمنده‌های ما اذعان دارند که اگر کمک مردم (در همه ابعاد) به خصوص در اوایل جنگ نبود نه تنها با مشکل بی‌غذایی و بی‌لباسی و… روبرو می‌شدیم بلکه از اینها مهم‌تر خطر از بین رفتن روحیه بود که در صورت عدم حضور فعال مردم در صحنه، به شدت قابل به وجود آمدن بود که در این صورت بایستی منتظر رشد فرهنگ تسلیم‌طلبی و در ‌‌نهایت دچار شکست و انهدام می‌شدیم.

رسانه اجتماعی اروندپرس