۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1580
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    32385
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
تئاتر آبادان را دریابیم ولو با یک لبخند
کد خبر : 11489۲۷ | در تاريخ : مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ | ساعت : ۴:۴۰ ق.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

مردم جنوب اهل هنر هستند و این را می توان در زندگی ؛ خصایص و آداب و رسومشان بخوبی مشاهده کرد. فرقی هم نمی کند که کجای جنوب باشی چون سرتاسر خطه جنوب لبریز از ویترین های هنر ناب محلی برگرفته از فرهنگ جنوب است. ویترینی حاوی محصولات فرهنگی نظیر موسیقی ؛ نقاشی ؛ هنرهای دستی ؛ هنرهای نمایشی و ….

این که می گویند جنوبی ها هنرمندترند گزافه گویی نیست. کافیست در خیابان ها و بازارهای جنوب یا حتی در کوچه پس کوچه های محله های خاکی اش تابی بزنی. در همان کوچه هایی که لین عاشقی اش می گویند.

هنر تئاتردر نزد جنوبی ها از سابقه ی درخشانی برخوردار است و در شهرهای جنوبی مثل آبادان و بوشهر و بندرعباس همواره جایگاه ویژه ای داشته است. در آبادان به لحاظ ساختار مدرنیته ی آن ؛ در دهه های چهل و پنجاه شاهد تولید و اجرای نمایش های مطرحی بوده ایم که نتیجه ی مراودات فرهنگی در مقیاس ملی و جهانی در ساختار فرهنگی و سپهر هنری این شهر بوده است.

پس از وقوع جنگ تحمیلی و از هم پاشیده شدن جامعه ی چند قومیتی در این شهر ؛ و متعاقب آن بازگشت مهاجرین پس از جنگ ؛ شاهد نوع جدیدی از فرهنگ نو و تازه ای بودیم که برای یکدست شدن و هضم دوباره نیاز بود که برنامه ریزی های فرهنگی تازه ای صورت گیرد که متاسفانه دولت های پس از جنگ هر کدام به بهانه ای از آن شانه خالی کردند تا آبادان در محاق غریبه شدن با مقوله ی فرهنگ قرار بگیرد.

اگر رادیو و تلویزیون می توانست و یا درست تر آن که می خواست در مسیر فرهنگ سازی قدم بردارد امروز مشکلات فرهنگی کمتری داشتیم. صدا و سیما به فرموده ی امام راحل(ره) همچون دانشگاهی است که می تواند جامعه ای را آموزش بدهد. اما این مهم در میان مجموعه ای از سلایق ناظرین و برنامه ریزی ها در مقاطع حساسی که جامعه نیازمند و تشنه ی معارف به روز بویژه در بخش فرهنگ و هنر نظیر موسیقی و تئاتر بود به درستی عمل نکرد.

در ادامه ی بی توجهی ها به ساحت هنر- بعنوان ابزار جدی و موثر فرهنگ ساز- نهادهای متولی هنر نیز به دلایل واهی چون کمبود اعتبار و پول ؛ با سر دادن شعار ” فرهنگ و هنر مردمی” بگونه ای عمل نمودند که گویی ساخت و تجهیز اماکن فرهنگی نظیر سالن های سینما و تئاتر نیز بر عهده ی مردم و به تعبیری دیگر بخش خصوصی است. و این ها در حالی رخ داد که عملا هیچگونه تسهیلاتی نیز در اختیار مخاطبان خیالی خود قرار ندادند که نتیجه ی آن کسادی و نابودی سالن های نمایش فیلم و تئاتر شد تا جایی که اخیرا ( سال های ۹۰ به این سو) معدود سالن های نمایشی دولتی نیز بدلیل عدم توانایی ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی در نگهداری آنها ؛ با شرایطی عجیب ( واگذاری ده ساله بشرط نگهداری !) به بخش خصوصی سپرده شد.

آبادان نیز از این قاعده ی بی قاعده جدا نبود و سه سالن متعلق به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر به همان دلیلی که پیشتر ذکر شد به بخش خصوصی واگذار گردید که در حال حاضر متولیان این سه سالن که اتفاقا از جنس هنرمندان شهر هم هستند و این مایه امید و دلخوشی جامعه ی هنرمندان شهر است با بدهی های کلان آب و برق روبرو هستند و هر از چندگاهی شاهد قطع انشعاب برق سالن ها هستیم که معلوم نیست این مشکل را کدام نهاد باید حل و فصل کند.

اما تمام مشکلات هنرمندان آبادانی بویژه در بخش تئاتر به همین جا ختم نمی شود و در حال حاضر کمیت تولید نیز معضل تازه ای است که بدان خواهیم پرداخت.

تولید تئاتر در آبادان متاثر از نبود تماشاچی است!

تماشاچی سرمایه ی بی بدیل تئاتر است و اگر این عنصر حیاتی وجود نداشته باشد ؛ ادامه ی حیات تئاتر میسر نخواهد بود. در آبادان معدود نمایش هایی که به روی صحنه می روند با بحران کمبود تماشاچی روبرو هستند. حال این سوال مطرح می شود که چگونه می توان این نقیصه ی بزرگ را سر و سامان داد؟

شهرداری ها بخشی از اعتبار و بودجه ی خود را می بایست مطابق قانون در مسیر آموزش های عمومی ؛ فرهنگ و هنر و نشاط اجتماعی هزینه کنند. برای همین هست که شهرداری ها دارای معاونت فرهنگی و اجتماعی هستند. اما در آبادان ؛ شهرداری فاقد فرهنگسراست. نبود فرهنگسرا از یک سو و نبود استراتژی مدون برای هزینه کرد اعتبارات فرهنگی عملا هنرمندان بومی را از جامعه ی هدف سیاست های تشویقی بخش فرهنگ و هنر شهرداری آبادان دور ساخته تا جایی که هنرمندان آبادانی برای دریافت دستمزد خود در قبال اجرای ویژه برنامه های فرهنگی شهرداری باید ماه ها و چه  بسا بیش از یک سال دوندگی کنند که همین نشان از بی توجهی این شهرداری به مقوله ی هنر و هنرمند می باشد.شهرداری می تواند با کمک کردن به گروه های نمایشی و یا موسیقی بومی و محلی ؛ قیمت بلیت را کاهش یا رایگان نماید تا به فراگیر شدن فرهنگ بومی و محلی در این دو بخش و سایر هنرها پیشرو باشد اتفاقی که کمتر و یا اصلا رخ نمی دهد. از این رو اکثر مردم شهر گذرشان به تئاتر یا موسیقی محلی و بومی خودمان نمی افتد.

بجز شهرداری ادارات شهر نیز با هنر تئاتر غریبه هستند و اصلا کارمندان خود را برای حمایت از آثار نمایشی تشویق و ترغیب نمی کنند. در این بین تنها آموزش و پرورش گاهی از گروه های نمایشی کودکان استقبال کرده و از دانش آموزان خردسال می خواهد که بلیت بخرند و به دیدن نمایش های کودکان بروند و این در حالی است که این اداره هم برنامه ای برای اقناع هنری دانش اموزان مقاطع بالاتر ندارد و حتی از معلمان و مربیان خود بویطه مربیان پرورشی نیز نمی خواهد که به دیدن تئاتر بروند!

هنرمندان تئاتر و پدیده ی ندیدن آثار یکدیگر

به هیچ عنوان نمی توان گفت که هنرمندان تئاتر نسبت به دیدن آثار رفقای خویش تمایل ندارند بلکه معتقدیم که عدم حمایت نهادهای فرهنگی و هنری و ایضا بی مبالاتی و بی خیالی مسوولان و مدیران شهری آبادان نسبت به ساحت هنر تئاتر موجب شده است که هنرمندان تئاتر نیز برای دیدن اثار همکارانشان کمتر تمایل نشان بدهند! شاید ما نتوانیم به شکل منطقی این پدیده ی نادر را تفسیر کنیم اما این یک واقعیت است که تئاتر در آبادان ؛ سال هاست که عبوس شده و نمی خندد. حتی کمدین های آبادان نیز از اینکه مردم برای تماشای نمایش های کمدی و نیز طنز رقعی نمی نهند ناراحتند و دلخور.

براستی چرا بین اثر هنری تولید شده در آبادان و مردم آبادان شاهد کسادی و رکود رابطه هستیم؟ و چرا بین خود هنرمندان تئاتر آبادان نیز – علیرغم دوستی های پایدار و شیکی که وجود دارد – شاهد نوعی بی میلی در دیدن آثار یکدیگرند؟  مشکل کجاست؟

هنرمندان آبادانی تئاتر ؛ بسیار باهوش و در کار خود خبره هستند و به گواه آثار ارزشمندشان که در جشنواره ها خوش می درخشند دارای کلاس بالایی هستند اما همین نمایش های تولیدی و موفق در جشنواره ها وقتی پای گیشه و بلیت فروشی کشیده می شود وسط ؛ به یکباره اطراف خود را خالی می بینند! راستی چرا؟!

منطقه آزاد اروند ؛ پلی بر روی خشکی

سازمان منطقه آزاد اروند حاکم بی چون و چرای شهرهای آبادان و خرمشهر است. یکی از ادارات مستقر در این سازمان ” اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اروند” است که یکی از وظایفش حمایت و برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی و هنری در سطح محدوده ی منطقه آزاد اروند یعنی دو شهر آبادان و خرمشهر است.

علی الظاهر هنرمندان آبادانی و خرمشهری را باید سعادتمندترین هنرمندان خوزستانی دانست اما متاسفانه اینگونه نیست. از سال ۱۳۹۵ که با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ؛ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اروند در چارت سازمانی منطقه ازاد اروند جای گرفته ؛ حضور گروه های تئاتری آبادان و خرمشهر در جشنواره استانی تئاتر خوزستان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است . خوزستانی ها ابراز می دارند که به پیشنهاد و توصیه اداره کل ارشاد اسلامی اروند گروه های نمایشی آبادان و خرمشهر نمی توانند در جشنواره تئاتر خوزستان شرکت کنند و از سویی دیگر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اروند اعلام می کند ما می خواهیم جشنواره بین المللی با حضور گروه هایی از عراق ؛ قطر ؛ عمان ؛ آبادان و خرمشهر برگزار کنیم اما عملا گروه های تئاتری این دو شهر از آنجا رانده و در اینجا مانده اند!!! و معلوم نیست نمایش های تولید شده در سال ۱۳۹۶تکلیفشان چیست و آیا باید منتظر سال ۹۷ بنشینند تا ببینند جشنواره بین المللی اروند اجرایی می شود یا نه؟ از آن گذشته ؛ کمبود و اصلا نبود سالن های مجهز تئاتر در آبادان و خرمشهر خود حدیث و کلاف سر در گم دیگری است که بیشتر این اوضاع رقت بار را به مرز فنا نزدیک تر می کند.

یادداشت خود را در همین جا به پایان می برم و از ادامه ی بیان سایر الام فرهنگی و هنری بویژه در موزد تئاتر خوددداری و بسنده می کنم.

مهرداد معماری

نویسنده و کارگردان تئاتر

رسانه اجتماعی اروندپرس