۲۱ آذر ۹۶ ، ساعت ۰۲:۰۳
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    133
  • بازدید دیروز :

    311
  • بازدید این هفته :

    1229
  • رتبه الکسا :

    37680
ImageWeek
آذرِِ؛استاد دهداری؛اخلاق
کد خبر : 12825۰۲ | در تاريخ : آذر ۲, ۱۳۹۶ | ساعت : ۱۱:۱۲ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

این آذر با واژگان سرگردان سوختن یا ساختن مرا و دل گرفته ام را به تش باد خاطره می سپارد تا روزگار آدمیان بزرگی را دردل سختی ها و جرات ساختن ها جستجو کنم.
سخن از سرود قلب جهنمی می رودکه مذاب فقر را در مقابل آهن های بر افراشته داغ و انباشته ثروت پالایشگاهی که در خاک توست اما نه برای تو؟!


حمزه ازهمی قلب می گوید: این جا دیار جهنم است درکوچه پس کوچه هایش درکنار باریکه لجن با فریاد خاک بازی کودکان حماسه مغرور فقر به گوش می رسد.
این جا بی آرامم بی آرامی مرازنده نگه می دارد . این جا با شریان های آهنین با رگ های طویل آهن و خون سوخته ما،نفت.
این جا عذاب وجدان بیداد می کند و از غارت دلم می گیرد و بیشتر می گیرد وقتی گدای محله ما کنارلوله های نفت می نشیند و می گوید ((بده درراه خدا!……))
این جاد یارجهنم است و فریادی که می خروشد بازتاب همه فریادهاست.
این جا وقتی حقیقت را بزک می کنند دردناک تر می شود.
این جا برای بازگشت گرگ ها  چراغانی می شود.
این جا،تمام خشم خفته قلب برادرم با یک شوت محکم به دروازه حریف می رود و ازدحام قلب ها،در تماشای فوتبال مرا به فکر وا می دارد که ازدحام جهنم ذاب و سیال چه می کند.
درقلب جهنم به دنیا آمدم سرود من سرود شعله های قلب جهنم است سرود آتش با نخل های افشان . و دراین فاصله جاری نفت در لوله های ثروت و کشتی های غارت تا گدای محله ما،افکاری وجود دارد بایدکاری کرد شایدگردش زمانه را تغییرداد.
زنده یاد پرویز دهداری می شود محور اندیشه بیداری در قلب جهنم در زمین های خاکی کنار زندان سیاسی آبادان.
دربی یا شهرآورد جوان ما رقابت رنگ لباس نیست،درد است،رنج است،فریاد است،مطالبه است.

یک سو مجموعه کارگران باشرف با انگیزه ایستادن،توانستن و خواستن. در سوی دیگر جوانانی مصمم،معترض و در فکر تغییر وضع موجود.

کارگرآبادان و شاهین آبادان هردو مجموعه ای که در قهرمانی کشور هم درخشیده اند.در حد فاصل فولادهای سربه آسمان کشیده و کپرهای تهیدستان بر زمین نشسته،درخط دارا و ندار،ما بچه های پاپتی با غرور فقر در همراهی این پیام و قامتی درقیام،افسوس یکی را فرسودند و دیگری را منحل نمودند.

استاد دهداری درهمین شعله های خط مرزی آهسته و پیوسته ساخته شد نیاسود تا اخلاق بسازد،نظم بیافریند، اعتماد تغذیه کند،لابی نزند،کاسبی نکند، دلال نیافریند،به سحر و جادو متوسل نشود. پورسانت نگیرد،از شاگرد بت نسازد، عوام فریبی نکند، مردم به حساب آیند.
درود بر جوانان عزیزی که هرساله در این آذرها نه درسوگ که در شکوه یاد و عظمت این بزرگ مرد بپا می خیزند تا اخلاق بیش از این نمیرد.
آفرین برهمت عالی و شرفتان که خسته نمی شوید و ضرورت نیاز به اخلاق را نه در ورزش که درت مام جوامع فریاد می زنید.

امیدکه صدایتان رساتر و اخلاق استادتان کاربردی گردد.

علی پارسا