۳۱ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۷:۰۸
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1725
  • بازدید دیروز :

    5080
  • بازدید این هفته :

    24080
  • رتبه الکسا :

    25456
ImageWeek
آبادان پایتخت مقاومت ایران
کد خبر : 8532۰۱ | در تاريخ : مهر ۱, ۱۳۹۵ | ساعت : ۳:۲۰ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

خاکریزهای دفاع مردمی در ذوالفقاری آبادان احیا می شوند.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۲۱۳۵

بیش از پنجاه سال عمر دارد.شور و شوق جوانی را به وضوح در چشمان ؛ حرف ها و راه رفتنش می بینی.جوری از جنگ حرف می زند که انگار نقل و نبات قسمت می کرده اند و لبریز از سرور و شادی بوده است! شاید برای آنانی که تجربه ی جنگ و دفاع از حریم ناموس و دین نداشته باشند نامانوس جلوه دهد اما او به آن چه می گوید ایمان دارد و همین ما را قانع می کند.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۴۹۳۴

عبدالحسن ؛ نوجوانی ۱۶ ساله بود که توفان جنگ وزیدن گرفت و چقدر زود در کسوت بسیجی به فرموده ی پیر و مرشدمان لباس رزم بر تن کرد تا آنگونه باشد که رهبر و ولی امرش بدان دستور داده بود. عبدالحسن تنها  را چند سالی است می شناسم. در امور ایثارگران پالایشگاه آبادان مشغول است. چند سال پیش اولین و آخرین یادواره ۲۳۹ شهید والامقام پالایشگاه آبادان را با ابهتو شایسته برگزار کرد.او یک آبادانی لارج است.وقتی پای شهدا به میان باشد دست از پا نمی شناسد و لباس رزم بر تن می کند و وارد میدان می شود. عبدالحسن تنها سال هاست که مسوولیت ساخت مسجد باب الحوائج را بر عهده گرفته است. مسجدی در بوارده شمالی روبروی دانشکده نفت آبادان.مسجدی که هنوز و حالاحالاها کار دارد. چند وقت پیش برگ جریمه ای از سوی شهرداری آبادان بدستش رسیده که مبلغ هنگفتی بابت نداشتن مجوز ساخت می بایست به حساب شهرداری آبادان واریز کند وگرنه ال می شود و بل ! چند سال پیش گفتگویی با او ترتیب داده بودم که موضوع آن ؛ احیای دژ تسخیر ناپذیر حماسه ی ذوالفقاری بود.آن سال می گفت اگر…اگر…اگر……

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۲۲۳۲

و حالا در غروب روز پنجشنبه دوم مهرماه ۹۴ به اتفاق او و رضا خدری ؛ خبرنگار چیره دست و خوشنام و پیشکسوت آبادانی در شوره زاری قدم می زنیم که معبر عراقی ها بوده برای ورود به پایتخت مقاومت ایران زمین ؛ آبادان مقاوم و تسخیرناپذیر. شوقش برای بیان آن چه در این سال ها انجام داده بسیار زیاد است و وقتی از نامهربانی ها و ناهمراهی ها می پرسم؛ لبخندی می زند و می گوید ما رو وارد این بازی ها نکن. او راست می گوید. نباید از او می پرسیدم که چرا تنهاست؟ چرا مدت هاست لنگ یک بلدزر دیگر است. نباید می پرسیدم که پس باقی همسنگرانت کو؟ نه آن که شهیدان ؛ بلکه آن هایی که هستند و احتمالا….بی خیال می شویم !

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۴۹۰۱

بعد از گپ و گفتی در باره ی مسیر حرکت عراقی ها برای تصرف آبادان ؛ به روستای سادات اشاره می کند و نبرد سنگینی که مردم روستا و نیروهای نظامی موجود در آبادان برای جلوگیری از پیشروی آنان در گرفت.او گفت که چگونه موفق شدند نیروهای عراقی را پس بزنند تا آخرین باری باشد که دستشان در بهمنشیر آبادان خیس بشود.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۲۳۵۳

هر سه گشتی در خاکریزهایی می زنیم که گذشت زمان و سال ها زیر آب ماندن ؛ کمتر اثری از آنان بجا گذاشته است اما هنوز گونی های پلاستیکی سنگرهای تکیه داده به خاکریز دیده می شوند.تنها می گوید : می خواهیم این سنگرها را هم احیا کنیم. گونی های خاک را مثل باستان شناسانی که اشیاء قیمتی را با حوصله از دل خاک می گیرند ؛ از میان انباشت خاک بر خواهیم گرفت تا خوراک اهل دل بشوند و مرثیه ی حزین رزمندگان آن سال ها که این روزها عمری بالای پنجاه و شصت سال دارند.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۷۴۹۰۹

عبدالحسن تنها ؛ با یک لودر و بلدزر دست بکار شده تا این بار برای نهم آبان ماه ؛ سالروز مقاومت مردم آبادان در برابر متجاوزان بعثی ؛ میزبان مردم و رزمندگان شهر باشد . او برای همین معدود وسایلی که در اختیار دارد ناچار است روزانه فقط  صد هزار تومان پول گازوییل بدهد و افسوس که ناچار است سوخت مورد نظر را از بازار آزاد تهیه کند چون نه منبعی برای تامین پولش دارد و نه جایی برای ذخیره سازی گازوییل مورد نیاز. او همچنین اعتقاد دارد که موضوع نهم آبان می بایست خیلی جدی گرفته بشود چرا که نقطه ی عطفی در تاریخ جنگ غیر کلاسیک محسوب می شود. اگر عملیات ذوالفقاری با پیروزی همراه نبود ؛ آبادان سقوط می کرد و سقوط آبادان یعنی سقوط ماهشهر و الی آخر. آبادان خان اول بود و چه خوش درخشیدند ستاره های خاکی شهر .تنها می گوید صدام در کناره رودخانه اروند مجسمه هایی از فرماندهان ارتشش را ساخته بود که با  دست به ایران اشاره می کردند. اما آنان نتوانستند حتی یک وجب از خاک ما را تا پایان جنگ در اشغال خود نگه بدارند. از او می پرسم در کار احیای خاکریزهای عملیات ذوالفقاری چه کسانی پای کار هستند و جای چه کسانی خالی است؟ می گوید فعلا که تنهام.امیدوارم کسانی که می توانند در این کار ارزشمند کمک کنند بیایند توی میدان. او معتقد است که امور دلی را باید در ظرف دل گنجاند و ارزیابی کرد.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۰۳۵۱

غروب نزدیک است و می گوییم تا شب نشده سری هم به روستای سادات آبادان بزنیم تا مسیر پیشروی دشمن تا کناره ی رود بهمنشیر را ببینیم.از خاکریز تا روستای سادات تنها عرض یک جاده فاصله است ! وارد روستا می شویم. همه ی نگاه ها مهربان هست. رضا خدری سراغ دوستی قدیمی را می گیرد و با کمک روستایی ها ؛ نشانی اش را می یابیم اما پیش از آن چندین عکس یادگاری از کله ی سیمانی پلی که رزمندگان آبادانی ساخته بودند و الان کنار رود افتاده است. و دو سه نخل بلند و ترکش خورده ای که شاهدان یورش دشمن به آن نقطه بوده اند.

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۳۰۰۰

پیش خود می گوییم ای کاش آنانیکه خود را دغدغه دار جبهه و جنگ و ارزش ها می دانند برای یک بار هم که شده به این روستا بیایند تا از نزدیک درک کنند هر آن چه که اتفاق افتاده بوده است و آنان احتمالا…. بی خیال می شویم.

 

مهرداد معماری 

رسانه اجتماعی اروندپرس

 

۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۲۶۵۲ ۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۲۷۱۹ ۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۲۸۱۳ ۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۲۹۲۰ ۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۳۱۱۳ ۲۰۱۵۰۹۲۴_۱۸۳۲۲۱