12 نوامبر 19 ، ساعت 03:49
آبادان نیازمند توسعه اقتصادی است ؛ نه رشد اقتصادی
کد خبر : 1373328 | در تاريخ : ژوئن 28, 2019 | ساعت : 1:05 ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

باید بین دو مفهوم ”رشد اقتصادی“ و ” توسعه اقتصادی“ تمایز قائل شد. رشد اقتصادی ؛ مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی ؛ مفهومی کیفی است.

منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از افزایش بکارگیری نهاده ها ـ افزایش سرمایه و نیروی کارـ  افزایش کارآیی اقتصاد ـ افزایش بهره وری عوامل تولید و بکارگیری ظرفیت های احتمالی خالی در اقتصاد

توسعه اقتصادی“ عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی؛  انسانی و اجتماعی . در توسعه اقتصادی؛ رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن ؛ نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد ؛ نگر شها تغییر خواهد کرد ؛ توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد.

 توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمیتواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان پدیده ای کیفی است . برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است که هیچ محدودیتی ندارد.
توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد : اول ؛ افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه با ریشه کنی فقر . سیاستی که چین از دهه ۷۰ و در راستای فقرزدایی در پیش گرفت و دوم ؛ ایجاد اشتغال . 

با عنایت به گفتاری که ملاحظه نمودید ؛ شهر آبادان که پس از چنگ با بحران ویرانی گسترده منابع اشتغالی نظیر پالایشگاه و پتروشیمی و بهره گیری از تاسیسات صیادی و کلا کار در دریا و همچنین ویرانی تقریبا ۱۰۰ در صدی در بخش کشاورزی و باغداری روبرو شد ؛ عملا به کانونی برای بیکاری در درجه اول و نیز تبعات ناشی از آن بیکاری یعنی فقر ؛ فساد و ناامنی مواجه شد.

جمعیت نیم میلیونی آبادان پیش از جنگ بواسطه ی تصمیمات غلط اقتصادی و ضعف سیاست های راهبردی در دو بخش داخلی و خارجی موجب شد که زیر ساخت های صنعتی و صیادی و تجاری و کشاورزی منطقه با مشکلات عدیده ای روبرو بشود که همگی دست در دست هم دادند تا نیمی از جمعیت سال ۱۳۵۹ هیچگاه به آبادان بازنگردند و ادامه ی همان سیاست ها به اضافه ی گسیل مدیرانی ضعیف و یا با اندکی خوشبینی ؛ مدیرانی که کمترین اختیارات اجرایی داشتند ؛ شهر را به شکل حال و حاضر درآورند.

سال های پس از جنگ عوض آن که برای آبادان ؛ آرامش و رفاه دوباره و حتا بیشتر به ارمغان بیاورد ؛ این شهر را در باتلاقی از مشکلات فرو برد. مشکلاتی که در بالا به برخی از آن ها بصورت تیتر وار اشاره شد.

هنگامی که سخن از توسعه اقتصادی آبادان به میان می آید ؛ منظور توجه به زیرساخت ها است. همان زیر ساخت هایی که ربع قرن پس از جنگ همچنان نقل این مجلس و آن مجلس است. نمایندگان ادوار شهر در مجلس شورای اسلامی که با جسارت تمام می توان بعنوان مقصران اصلی این وضع  نام برد؛ همگی و یا لااقل بخش اعظمی از آنان ؛ افرادی بوده و هستند که فاقد طرح و نقشه ی راهبردی برای برون رفت از این مخمصه بوده و هستند.عدم استفاده از مباشران و مشاوران خبره در بخش های مختلف معضلات از جمله ضعف های مشهود است که بار نمایندگی مردم آبادان از سال ۱۳۵۸ تا امروز را بر دوش داشته و دارند.

مسوولان شهر نیز در خصوص این وضع مقصرند چرا که حرکت جهادی مد نظر مقام معظم رهبری را عملیاتی نکرده اند.با نگاهی به خروجی های جلسات متعدد و البته نامحسوس از حیث برداشتن باری از دوش مردم و یا خدمتی در خور شان مردم انقلابی ؛ مومن و شهیدپرور آبادان که هر روز با دعوت از خبرنگاران خاص از فرمانداری ویژه آبادان مخابره می شود بخوبی عمق فاجعه را نمایان می سازد. چرا فرماندار محترم و یا معاونانایشان در مقدمه ی هر نشستی داد از گلایه سر می دهد که فلان اداره و نهاد و سازمان زیربط باز هم در جلسه شرکت نکرده ویا اینکه چرا به تعهدات خود عامل نیستید. آیا این ها چیزی جز پنچر نمودن خودروی توسعه و عمران آبادان نیست؟

تا به کی مردم شنونده ی آمارهایی باید باشند که حرکت رو به رشد را نشان می دهد اما از این دیگ غل غل کنان و گرم ؛ فرزندی از فرزندانشان به کاری گماره نمی شود و آمار بیکاری آبادان همچنان در صدر قرار دارد!

شورای شهر آبادان نیز در وضع موجود مقصر است چرا که سعی نکرده از فکر و اندیشه ی مردم شهر در رشد و توسعه سود ببرد. آیا با راه اندازی کمیته های مثلا تخصصی در شورا آن هم به شکلی بی برنامه و با تاکید بر « نبود ضمانت اجرا» می توان به این جلسات مجانی برای مشاوران و نان و آب دار برای اعضای شورا دل خوش کرد؟جلساتی که خروجی آن ها صرفا خوراکی است برای مسوولان کمیته ها (اعضای شورای شهر ) که در جلسات پشت درهای بسته ی خود در اظهار نظر کم نیاورند.

توسعه اقتصادی یعنی بها دادن به حوزه ی اندیشه و نه افتتاح روگذر و بالا بردن بیلان حضور در افتتاحیه هایی که جزو وظایف ذاتی هر نهاد و سازمان و اداره ی ذیربط.

و اینک روی سخن ما با آن نمایندگان و مسوولانی است که فعالیت های فرهنگی و هنری را سوای توسعه اقتصادی می دانند و معتقدند اینگونه فعالیت ها شوی تبلیغاتی هستند و دردی از مردم دوا نمی کنند. از آن جایی که این طیف از نمایندگان و مسولان با شیوه ی پاسخگویی به شکل طرح سوال آشنایی کامل دارند از آنان می پسیم که شما چه تعریفی از رشد و توسعه در ذهنتان شکل گرفته که محصولات فکری را تولید محسوب نمی کنید؟