۲۱ آذر ۹۵ ، ساعت ۱۱:۳۸۲۶ دی ۹۵ ، ساعت ۰۱:۰۸
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    195
  • بازدید دیروز :

    352
  • بازدید این هفته :

    7236
  • رتبه الکسا :

    27567
ImageWeek
آبادان به رییس جمهور نامه نوشت
کد خبر : 7311۲۹ | در تاريخ : تیر ۲۹, ۱۳۹۵ | ساعت : ۲:۳۸ ب.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

علی پارسا با ارسال نامه ای طولانی خطاب به ریاست محترم جمهوری ؛ از آبادان گفته است. از ظرفیت هایی که گاهی به عمد دیده نمی شوند و فرصت هایی که می سوزانند. رسانه اجتماعی اروندپرس با حذف بخش بین الملل این نامه ؛ بخش آبادان را بی کم و کاست منتشر می کند.

علی-پارسا

ما مردم آبادان، مردم صبوری هستیم

آقای رئیس جمهور

من از آبادان یکی از ایرانی‌ترین و اسلامی‌ترین نقاط خاک وطن با شما حرف دارم.

اروند آن در اوستا “آئورنت”  نام برده شده است و با ابیات بزرگانی همچون زنده یاد فردوسی و رودخانه بهمن‌شیر، آن حکایت از بهمن اردشیر، عصر طلایی اشکانی و اردشیر بابکان ساسانی با نام‌های متعدد از جمله دوران باستانی اوپاتان، اسلامی عبادان با احادیث متعدد به ثبت رسیده است. از فرمایشات گهربار حضرت رسول (ص) و مولای متقیان در کتب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، معجم البلدان، تاریخ برگزیده  نزهۀ القلوب و دیگر کتاب‌هایی که در گنجینه کتابخانه آستان قدس‌رضوی محفوظ می‌باشد از پشتوانه‌های تاریخی این شهرستان است با رویکرد صنعتی و اجتماعی متشکل از همه اقوام، ادیان و حتی دیگر ملیت‌ها. مردمی خونگرم و عاشق که با حفظ هویت و قومیت خود را آبادانی می‌نامند.

جناب آقای دکتر

مشهور است آنچه را که باعث بزرگی یک کشور می‌شود باید بزرگ و پاس داشت، درحالی که  حماسه های خلق شده در همه رخدادهای تاریخی از جنگ‌های اول و دوم جهانی، ملی شدن صنعت نفت، نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی، ایستادگی و مقاومت در سال‌های دفاع مقدس، شکوه استقلال در بازسازی و احیاء پالایشگاه با نشانه‌های مردمی و خاطرات ماندنی  این شهردر چرخه افکار مسئولین مهجور مانده است، گویی انسان‌های این دیار از یاد رفته‌اند و خاطراتشان بر باد.

لطفا بگویید ما را بیاد بیاورند و دوباره بشناسند.

چند صباحی از انقلاب اسلامی نگذشته بود که شیطنت، تخریب و بمب‌گذاری بعث عراق، زندگی مردم آبادان را مختل کرده بود و ما بایستی هوشیارانه مقابله می‌کردیم. در ادامه جنگ را تحمیل کردند، زندگی در میان آتش و خون را تجربه و با تحمل شکستن دیوار های صوتی ، ارتعاش امواج غرش هواپیمای دشمن و نواختن ضربات تیغه تیز نامریی اصوات در برش پوست و سر و صورت و یا پرده‌های ظریف شنوایی و یا رها شدن در خلاء بمب‌باران‌های سنگین و سپس پرتاب پیکر بر سطح زمین یا در و دیوار خانه نهراسیدیم و عاشقانه سرودیم: هیهات منا الذله

آلودگی زیست محیطی و صدمات وارده داستان جداگانه‌ای  دارد ۱۳۵۹ دود حاصل از اشتعال مخازن میلیون بشکه‌ای انواع مواد نفتی سقفی سیاه و غلیظ روز را به شب تاریک و تغییر رنگ مردم و ساختمان‌های شهر می‌شد و ما بنام مردم ایران متعهد به مقاومت بودیم، شیرینی استقامت، سنگینی کربن به جای اکسیژن را آسان کرده بود. سال‌های اولیه جنگ دیگر شده بود فرهنگ زندگی روزمره به‌طوری‌که بعد از عملیات غرورآفرین ثامن‌الائمه به جمعیت ساکنین شهر افزوده شد شهری که از نواخت انواع و اقسام سلاح‌های جنگی در امان نبود.

سال ۱۳۶۵ را باید در سال‌های آینده بیشتر تعریف کرد. سال ۱۳۶۷ پس از پذیرش قطعنامه حاشیه‌نشینان آن‌سوی اروند فرصت را برای سوزاندن علف‌های هرز ۸ ساله مناسب دیدند. انصافا خاکستر و دوده‌های مخلوط گیاهی با رگه‌های سوزنده آن نفس‌کشیدن را مشکل می‌کرد ولی ما ایستادیم، گلوله های بیشمار منفجر شده و یا عمل نکرده را جمع آوری کردیم تا آبادان ایستاده و زخمی دوباره ساخته شود.

سال ۱۳۶۹ توطئه‌های امریکایی در منطقه مصیبت دیگری را رقم زد، بعث عراق را به جان کویت انداختند تا این بار ریه‌های مظلوم ما منواکسید کربن، گوگرد و هر ناخالصی دیگر از بمباران‌های هشتصد چاه نفت خام کویت را استنشاق کند. حافظه‌های هوشیار تغییر رنگ منازل آبادان و باران‌های سمی تیره‌رنگ را به یاد دارند و ما به دور از هرگونه توجیهات شرعی برای مهاجرت از منطقه، بر عهد خود ماندیم تا فرمایش امام عزیز را در دانستن بازسازی مثل جنگ اطاعت کنیم.

۱۳۷۲ عید نوروز ما مصادف شده با بحران منطقه‌ای غرش هواپیماهای امریکایی، انگلیسی و ائتلاف با شنیدن صدای گذر موشک‌های روی ناوها، با زوره‌های شوم در پایان‌نامه حذف صدام با ویرانی عراق مظلوم البته سهوی یا عمدی دو راکت امریکایی هم نصیب ما در فلزکاری با تحمیل ضایعاتی و در جاده منتهی به گلستان شهداء جان عزیزی را گرفت. سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰ نیز بهتر از آن نبود. نگرانی از بمباران سرزمین عراق، آلودگی اروند رود و سوغات اورانیوم ضعیف شده امریکایی‌ها همراه باد منتشر شده در هوای آبادان وضعیت را بحرانی نمود تا جایی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در برنامه‌ای با حضور فرماندار وقت آبادان و کارشناسان، آلودگی یا عدم آلودگی را تشریح کنند شاید اضطراب اجتماعی فروکش کند. آن‌ها گفتند نیست ما هم گفتیم نیست ولی آزمایش‌های درونی ما از سنسورهای زبانی گرفته تا ریزالت‌های گوارشی حکایت دیگری را نشان می‌داد  و ما با آگاهی از همه گذشته‌ها مصمم گفتیم برای مرزداران سخت‌تر از این هم آسان است اگر  از سوی خودی‌ها درک شویم!

سال ۱۳۷۹ روزهای بدون خاک یا ریزگرد و دیدن خورشید آرزو شده بود و دانش‌آموزان افت تحصیلی را در عمق آینده غبارآلود می‌دیدند.

سرزمین طلای سیاه و زراعت طلای زرد، در خوش‌اندامی نخل‌های سبز، آفت‌زده شوری آب شدند، شیرین کامی دیگران تلخی ما را رقم زد و رودخانه‌ای معجون از ازت و فسفر با خاک تلخ و نمک شور شسته شده از زمین بکر مفرش برای کاشت نیشکر نوش جان ما شد تا در کنار   ……………..  بگذریم، ما دانستیم که موجودات خارق‌العاده‌ای هستیم اما در کنار انواع بیماری‌های بی‌صدا و پرصدا، هزینه‌های تخریب شیرآلات، اتصالات و نصب فیلترهای ورودی با گماردن تصفیه‌کن‌های آب آشامیدنی و تکرار مبالغ تامین و تعویض فیلترها و قطعات، درکنارِ گران خریدن بی‌حساب و بدون نظارت مایحتاج، نسبت به ۹۰ کیلومتر آن طرف‌تر یعنی مرکز استان، هزینه‌های سنگینی را  در سبد کالای ما اضافه می‌نمود.

در چنین اوضاعی با عشق به التیام درد یک بیمار در تامین داروی مورد نیاز به‌سفارش دولتمردان و روزهای سلامت دیگران باجهت دهی عدالت اجتماعی بنا به سفارش دولت مردان شما  در آغاز کارتان با رضایت کامل از دریافت یارانه خودداری نمودیم.

ما نگاه ویژه‌ می‌خواهیم

منطقه‌آزاد شدن و فرماندار ویژه داشتن خوشحالم نکرد، ما نگاه ویژه می‌خواهیم. با تمام درد دل، گلایه و یا دلنوشته، اگر همه‌ی چیزهایی که بر ما می‌گذرد بگوییم  امید را خزان می‌زند و ما دنبال قرنطینه کردن امید و روزهای بهتر هستیم.

جناب آقای روحانی

این شهرستان و منطقه با عزت، با کرامت و قوت‌های آشکار و پنهان در باب ژئوپولتیک، استراتژیک و نستالوژیک نیازمند نگاه جدید توسط آدم‌های بزرگ، اندیشمند، کلان‌نظر و با احساس مسئولیت است.

مردیم از بس کتاب اکابر و طرح کاد شدیم. متاسفانه بعضی از اشخاص را بر امورات ما می‌گمارند که در سابقه مدیریت آنان حتی مبصری کلاس هم ثبت نشده است!

سعی کنید تاریخ ما را دوباره ورق بزنید.

ما می‌گوییم در این‌جا شاخص‌هایی برای جهانی‌بودن و تردد داریم. ما معتقدیم برای یارگیری می‌توانیم در مقابل بداخلاقی‌های دنیا با تکیه بر داشته‌ها و صف‌آرایی فرهنگی در بخش گردشگری جاذب سیاحتگر باشیم.

بودن کلیسا در کنار مسجد، زیبایی خوش صوت اذان و صدای زنگ ناقوس خاطره‌انگیز کلیسا، آبستن سال‌ها ناگفته‌های شیرین همگرایی است.

نقش رودخانه اروند و پالایشگاه عظیم آبادان در تقابل با جهان‌خواری آلمان نازی به نقل از آقای هیتلر، نقش اساسی داشته است.

جرثقیل اکوان آسیب دیده در کنار اسکله ۱۰همین رودخانه در تخلیه و تدارکات جنگی متفقین به‌ویژه پیاده نمودن ۵۵۰ هواپیمای تاندر نولت و بوستن، نقش آبادان را در حفظ و تنوع فرهنگ مردم کشورها بی‌نظیر کرده است.

در آبادان کنار قدیمی‌ترین ساختمان کامپیوتر IBM کشور، قبرستانی با حدود ۶۰۰ قبر از خارجی‌های مدفون با نمادهای مختص به تفکر، مذاهب حتی نشان فراماسونری حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

این محوطه درحالی‌که می‌توانست تخریب، تسطیح و تغییر کاربری شود، حفاظت شد تا به مردم دنیا گفته شود ما حرمت مرده‌های شما را نگه داشته‌ایم.

تا در تسری فرهنگ مهربانی هدفمند و در همگرایی و ارتباط ملت‌ها، زنده‌های شما را نیز تکریم می‌کنیم.

همین نگهداشت قبرستان موجب شد تا در سال ۱۳۸۰ کشور هلند خواستار نبش قبر و انتقال اجساد ده تن از اتباع خود شود. نماینده بریتیش پترولیوم با کتابچه قطوری با جلد چرمی حاوی نقشه محوطه قبور پدربزرگ و بستگان خود خرسند به دنبال  بازسازی و ایجاد رابطه فرهنگی شد .

کارشناسان نفتی خارجی دهه‌های مختلف در بازدید از پالایشگاه و دانشکده شهید تندگویان نفت آبادان، مشتاقانه از خود، دوستان و نسل‌های بعدی برای دیدن آبادان صحبت می‌کردند که تصاویر و اسناد موارد گفته شده در روابط عمومی پالایشگاه آبادان موجود است.

به همت دوستان و همکاران در سر سختی و همکاری با میراث فرهنگی خوشبختانه آثار فیزیکی فن‌آوری، معماری ساختمان‌ها، مخازن نفتی آجری منحصربه‌فرد قطعات ماشین‌آلات، وسایل بی‌نظیر در بخش‌های مختلف صنعتی وسایل گران‌بهایی را جهت برپایی موزه صنعتی فراهم کرده است که همان نگاه ویژه و همت عالی را می‌طلبد.

مطالبی که گفته شد بخشی از آن توسط شبکه های تلویزیونی آلمان هم پخش شده است . ژاپنی‌ها به‌دوران باشکوه مبارزات ما با انگلیسی‌ها می‌بالند که در میان تحریم‌ها آمدند و محموله نفتی خریدند تا آن کشتی و آن اقدام را در اقتدار تاریخ خود در آبادان ثبت کنند، دوباره آمده‌اند و مایلند که گردشگر داشته باشند، عرایض بنده حاصل دیدارهایی است که بر حسب وظیفه کاری با آن‌ها داشته و یا به‌نقل از همکاران دارم. ما می‌گوییم نقش تابنده کارکنان و مردم در ملی‌شدن نفت با صدا ی رادیو نفت ملی، پایین کشیدن پرچم انگلیس، بیرون راندن آنان از مقابل دفتر مرکزی (جنرال آفیس) حکایت‌های زیبایی برای گفتن دارد.

چرا مبارزات ضد استعماری این مردم بزرگوار به‌خوبی منعکس نمی شود، شصت‌ و پنج سال پیش مردمی متفکر و با اراده به اهمیت نفت و کنترل آن در کوتاه نمودن دست استعمار پی‌بردند و زلزله‌ای را در آن روزگار موجب شدند درحالی‌که همین کشورهای نفت‌خیز یا اطراف ما با این تفاوت زمانی و فاصله طولانی هنوز به سطح آگاهی ۶۵ سال پیش مردم ما نرسیده‌اند و ما شاهدیم که چه بلایی غارتگران نفتی، حکام سرسپرده، دلالان نفتی و گروه‌های تکفیری بر سر آن‌ها می‌آورند  ایکاش آن روزها  شکاف بین لیدرهای اجتماعی پیش نمی‌آمد،  وتلاش‌ها به بیراهه نمی‌رفت گرچه نفت را ملی کردند و تا شکل واقعی آن در سال ۱۳۵۷ تجربه ای باشد برای نسل پیوسته آن مردم آزاده، ما اگر یک روز را بنام نفت تعطیل می‌کنیم چرا از تاریخ به‌ثبت رسیده زیبایی‌های مردم سخن نگوییم. چرا نباید در طول تاریخ مبارزات مردم این منطقه را با افتخاربه‌تصویر نکشیم.

ما می‌گوییم فعالیت‌های روحانیون در دوران اختناق، تحولات کارگری و مردمی در مبارزه با رژیم منفور پهلوی و اوج کینه دژخیمان نسبت به مردم در سوزاندن حدود ۳۷۷ نفر از مردم بی‌گناهی که حسب عادت مردم این منطقه یعنی رفتن به سینما پس از افطار در سینما رکس را باید در تقویم ثبت کنیم و در مناسبت‌های تاریخی از مظلومیت آن‌ها سخن بگوییم! یادمان نرود این فاجعه چقدر خشم مردم انقلابی را شعله‌ور و سرنگونی خاندان پهلوی را سرعت بخشید.

اعتصابات کارکنان صنعت نفت، مردم شهر در حکومت نظامی دوران اختناق کار آسانی نبود که از کنار آن به‌سادگی بگذریم.

ما موظفیم این مردم مومن خستگی‌ناپذیر را در سلسله مبارزات پیوسته به‌طور شایسته تعریف کنیم دوران معنوی دفاع‌مقدس، استقامت در حفظ شهر، برپایی نمازهای بی‌نظیر جمعه و جماعات زیر آتش در امامت آیت‌ا… جمی و آیت‌ا… طرفی در سال‌هایی که بنا به فرمایشات نقل شده علمای عظام دو رکعت نماز را پشت سر آقای جمی  سفارش می‌کردند و کار کردن در آبادان بنا به فرمان امام عزیز ثواب شهادت را داشت چگونه برجسته نمی‌شود.

چهارهزار شهید آبادانی و چهارصد شهید دانش‌آموز و تحصیل در مدارسی که شنیدن صدای سوت ‌گذر خمپاره برایشان عادی شده بود و گاه کیف مدرسه می‌ماند تا جسد را به‌خانه ببرند، حقیقت عاشقی مردمی ‌است که در زندگی لحظه‌ای گاه درکنار خود شهردار، مسئول، رئیس، مدیر، کارگر، کارمند، کاسب و برادر یا خواهری را در صحن مسجد، میدان کار، بازار، سنگ فرش خیابان و یا خانه تکه‌تکه می‌دیدند، نمی‌ترسیدند و در صف انتظار شهادت لحظه‌شماری می‌کردند. مقاومتی که امروز راه و رسم مبارزه و استقامت را در زندگی جنگی به آموزش گذاشته، شیوه‌هایی که امروز کم نمی‌بینیم.

۱۰۱۷ مورد بمباران هوایی به‌غیر از انواع و اقسام گلوله سلاح‌های بی‌شمار در شهری که داغ سقوط را بر دل همه ۸۶ کشور حامی بعث عراق نشاند، چه وقت و کجا باید دیده شود؟

دومای فرانسوی به‌عدنان خیرا… بعثی خطاب می‌کند چرا نشسته‌اید بروید آبادان را تصرف کنید! و صدامی که صدای خطبه‌های نماز جمعه آبادان کلافه‌اش می‌کرد، عصبانی به فرماندهانش پرخاش می‌کند، باید آبادان را محاصره کنید، اهالی آن را از هرگونه کمک محروم کنید، مسئله‌ای که قلب ما را خوشحال می‌کند مرگ تدریجی این شهر است. صدام در ادامه تاکید می‌کند: من نمی‌خواهم واژه‌هایی از قبیل عطوفت و مهربانی نسبت به اهالی آن از زن و کودک را از زبان شما بشنوم، اهالی آبادان (عبادان) فقط برای مردن آفریده شده‌اند.

این گفته‌های صدام اوج خشمی بود که نسبت به مردم آبادان داشت و عاجز از تصرف شهر شد، و نه‌‌تنها آبادان سقوط نکرد بلکه در منطقه ذوالفقاری با قبول شکست سپاه مجهز خود در مقابل مردم مومن و مصمم از رودخانه بهمنشیر عقب رانده شد و از تپه‌های مدن متواری گردید تا نسیم رایحه‌ی آیات خداوندی در جلوه غلبه نیروی ایمان بر کثرت کفار با ذن خداوند پیروزی رزمندگان را معطر کند و آبادانِ ایستاده، شد پشتیبان عملیات‌های بیت‌المقدس، کربلاهای چهار و پنج، والفجر۸، استحکام و عزت‌دین و خشنودی امام.

چند ویژگی لازم است تا یک شهر و مردمانش روزهای بزرگ خود را کوچک نبینند. چرا آبادان پایتخت مقاومت ثبت نمی‌شود؟!

آقای رئیس جمهور مستحضرید که در روزهای اوایل جنگ و در طول هشت سال دفاع‌مقدس در کنار مردم، ارگان‌ها و اقشار مختلفی به‌مبارزه و دفاع پرداختند. نظامیان بنابر اقتضای شغلی و هویت کاری موظف به‌دفاع و حضور در جبهه‌ها بودند. به‌موازات ارگان‌ها و سازمان‌های نظامی بسیج و جهادگران بی‌سنگر هم به خدمت مشغول بوده و مکمل نظامیان یا استقرار ارگان‌ها، آماده کردن خاک‌ریزها، پیشروی‌ها و ساخت قرارگاه، انجام وظیفه می‌کردند. علاوه بر نیروی‌های انسانی، شهرها و مناطقی هم بودند که منطقه جنگی محسوب شده و برای شاغلین نیز سنوات جبهه محسوب نمودند. مناطقی که با فواصل طولانی‌تر از جبهه، منطقه جنگی حساب شده و در عین ناباوری و بی‌عدالتی منطقه مرزی چند صد متری آبادان برای مردمِ مومن، عاشق و متعهد که نه اجبار داشتند تا در منطقه بحران بمانند و نه اگر هجرت می‌کردند، کسی با آن‌ها کاری داشت، با کمال بی‌احترامی از تاریخ مقاومت حذف و با قید اینکه این‌ها کلمه اعزام در پرونده ندارند مدت ۲۶ سال از همه امتیازاتی که دیگر عزیزان گرفتند و به‌رشد تحصیلی و ساماندهی زندگی رسیدند متاسفانه بی‌بهره ماندند. مردمی که در ادامه وصفشان خواهد آمد شامل ادارات شاخص آبادان و کارکنان پالایشگاه آبادان می‌باشند.

گرچه در آن روزهای پرمخاطره کسی به فکر آینده و سهم‌خواهی ‌نبود ولی پس از جنگ در محاسبه امتیازات و ارزش‌گذاری به قهرمانان و پهلوانان، احساس شد که طیف قابل‌توجی از این امتیاز محروم، از جغرافیای مقاومت حذف و دفاع همه جانبی مردمی در رهروی از ولایت فقیه و پشتوانه دفاع نادیده انگار شد که این در بخش دراز مدت موجب صدمات عاطفی هم گردید. اراده بر آن قرار گرفته است که مااستیفای حق کنیم و در پاسخ به فرزندانمان که چرا گواهی تصویر خدمات عاشقانه شما در سال‌های تحمل رنج و سختی‌ها در قاب‌خانه پرونده آموزشی من بعنوان بالندگی به والدین مدافع در جنگ وجود ندارد، عاجز نماییم.

بنا را بر آن گذاشته‌ایم تا گذر از کوتاهی و بی‌تفاوتی دیگران در کنار تلاش دلسوزان گنجینه‌ای از عملکرد و ناگفته‌های تاریخی مردم و شهرمان را به‌شکلی دیگر بیان کنیم تا بیش از این فراموش نشویم.

چگونه می‌شود در شهری جنگی در حداقل فاصله با دشمن دو گروه با هم کاری را انجام دهند، برای یک گروه آن فعالیت جبهه و برای گروه همکار جبهه محسوب نشود در حالی‌که هر دو گروه از سازمان مربوطه حقوق دریافت می‌داشته‌اند؟

چطور می‌شود یکی از پروژه‌های مهم معروف یعنی ساخت پل بشکه ایی در محل فلزکاری شرکت نفت، استفاده از مصالح شرکت نفت با استادکاران و کارکنان شرکت نفت جهت احداث بر روی رودخانه بهمنشیر فعالیت شود، سپس این مجموعه توانمند با مصالح را فاکتور بگیریم و گروه همکار از ارگان دیگر را امتیاز جبهه بدهیم و کارکنان نفت را نادیده انگاریم؟!

چگونه می‌شود کارکنان قالب‌سازی نفت آبادان را در ساختن سنگرهای مدور اجتماعی و انفرادی در زیر آتش نادیده بگیریم و به همکاران اندک آن‌ها ازسازمان دیگرراامتیاز جبهه بدهیم و به این مجموعه نفتی عاشق بی‌توجه باشیم؟!

آیا می‌شود کارکنان اداره ارشاد و یا کارگران شهرداری را در منطقه جنگی رزمنده و مدافع و همیار محسوب نکنیم و به‌همان کارکنان مثلا در فرمانداری بگوییم شما امتیاز حضور در جبهه را دارید ولی کارکنان شهرداری یا آموزش و پرورش و یا بازاری محترمی که همراه جان، مال خود را هم آورده است تا مشکل مردم ساکن و رزمنده، در تامین مایحتاج رفع شود، بگوییم تو در ۵۰۰ متری عراق سابقه جبهه نداری؟!

مگر می‌شود گروهی از کارکنان تعمیرات پالایشگاه آبادان را به همراه پزشکیار که برای تعمیر پل ایستگاه ۷ رفته‌اند و بر اثر بمباران تکه‌تکه می‌شوند و یا چنان سوخته که به سختی شناخته می‌گردند شهید بنامیم و به آن پرسنلی که در آن محشر زنده مانده و بر سر می‌زند تا کمکی برسد غیر رزمنده، غیر مدافع و هیچ محسوب کنیم؟!

بخشی از فعالیت‌های کارکنان پالایشگاه آبادان را در دوران دفاع مقدس شرح می‌دهیم امید که در تغییر نگاه موثر باشد.

کارگاه مرکزی در دل پالایشگاه و سپس در کارآموزان این خدمات را انجام داده است:

۱۱۶۷ مورد همکاری با یگان‌های نظامیِ درگیر جنگ مشتمل بر تعمیر ضدهوایی، خمپاره انداز ۱۲۰ میلیمتر، ساخت شعله‌پوش تانک، تعمیر دستگاه الکترونیک موشک‌انداز، ساخت قطعه ابتکاری تبدیلی به‌منظور کاربردی کردن تیر با رکالیبر۵۰ از نارنجک‌های بادمجانی مشکی رنگ در ماه‌های اول جنگ، تعمیر صفحه کلاج‌های تانک MP60  توسط تعدادی از کارکنان به سرپرستی حاج آقا ابولپور پدردو شهید بزرگوار که به همین علت در سال ۱۳۶۲ مقام دوم کارگر نمونه کشور را به‌دست آورد و در همان ایام از بخش خبر شبکه یک سیما پخش شد.

بیمارستان امام خمینی(ره) شرکت نفت

تعداد بیماران بستری ۲۰۸۶ نفر

معالجه مجروحین و بیماران غیر بستری ۴۳۸۷۶ نفر

عمل‌های جراحی انجام شده ۱۱۱۷ نفر

اعزام مجروحین و مصدومین جنگی ۱۵۸۶ نفر

نگهداری شهدا در سردخانه بیمارستان ۳۲۹ نفر

انتقال خون ۲۶۲۶ کیسه

سرپرست این درمانگاه و تعدادی دیگر از پرسنل در همین درمانگاه به‌جمع شهدا پیوستند.

تدارکات پالایشگاه ( که اتفاقا رئیس این قسمت نیز در حین انجام وظیفه شهید شد)

یک قلم از خدمات آنان پخت و تحویل ۵۲۵۰۰۰  پرس غذای گرم برای رزمندگان بوده است.

یکی از کارهای نجارخانه پالایشگاه واقع در ایستگاه ۱۰ بهار ساخت ۶۵۰ تابوت جهت انتقال شهدای دفاع مقدس به‌بنیاد شهید آبادان می‌باشد.

خدمات ارزشمندی از سوی کارکنان به یگان‌های رزمی در کتاب فعالیت‌ها به‌ثبت رسیده است که ان‌شاا… در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.

در بندر صادراتی ماهشهر از ادارات وابسته به پالایشگاه که بخشی از آن در بمباران‌های جنگ آسیب دید، خدمات مورد نیاز یگان‌هایی مثل هوانیروی مستقر در ماهشهر، گردان‌های ۵۴۴ نیروی زمینی ارتش، نیروی دریایی ارتش، نیروی دریایی سپاه پاسداران و ناوهایی که جزئیات آن محفوظ است. چگونه این خدمات مهم و تاثیرگذار خدمات جبهه محسوب نشده است؟!

تامین آب آشامیدنی مورد نیاز رزمندگان و ساکنین آبادان در طول دفاع ۸ ساله، توسط واحد تصفیه‌خانه آب پالایشگاه انجام می‌شد.

مگر می‌شود خروج میلیاردها دلار قطعات سبک و سنگین کالاهای گرانقیمت محبوس شده در انبارهای پالایشگاه را با همه سختی‌های انتقال که منجر به شهادت یکی از همکاران نیز شد فراموش کرد؟

۱۳۶ نفر از همکاران پالایشگاهی چگونه در جاده‌های آبادان-اهواز و آبادان-ماهشهر توسط بعثیان به اسارت گرفته شدند؟شهیدتندگویان رافراموش کرد اید؟

آتش‌نشانان غیور که با تغییر دوداطفای حریق‌ وگرای مجدد به دشمن خمپاره باران می‌شدند شجاعانه در تاسیسات و نقاط مختلف شهر تا خط مقدم به خاموش کردن  انواع آتش‌های مهیب می‌پرداختند و در حاشیه اروند درحالی‌که سر با پوست گردن به بدن وصل بود و یا ترکش‌های متعدد سر دیگری را شکافته بود به فیض شهادت نائل شدند، جانبازانی را که افتخار آفریدند فراموش کرده و به کسانی که مانده‌اند بگوییم کار شما دفاع از وطن نبود و جبهه محسوب نشد؟!

لطفا ما را از نگاه رهبر فرزانه بشناسید که چه زیبا فرموده‌اند:

آبادان شهر مقاومت و شهر افتخار، شهامت مجسم است. آبادان امتحان دشواری داده‌است. آبادانی‌ها و مردمی که در آبادان به کار دفاع و نبرد و حفاظت از ثروت ملی مششغول بودند به‌راستی که مجاهدت بسیار بزرگی را نشان دادند. من از همه کارکنانی که در طول سال‌های جنگ آنجا ماندند و آنچه را باقی ماند، آن‌ها باقی نگه داشتند صمیمانه تشکر می‌کنم.

از همه عزیزانی که در این شهر و در این پالایشگاه و در این خطوط حساس دفاع کردند و با خون خودشان شرف ملت ایران را حفظ کردند به‌یاد آن‌ها و به‌نام آن‌ها درورد می‌فرستم.

آقای رئیس جمهور

پیگیری‌های هفت ساله ظاهرا با امضاء حضرتعالی در سند راهبردی ، به نتیجه رسیده است ولی مدت یک سال است در دست‌اندازهای فرسایشی معطل مانده و جهت اجرا ابلاغ نشده است، ای‌کاش با یک اقدام انقلابی تصحیحِ تاریخی به‌وقوع می‌پیوست.

با نگاهی به آینده پیشنهادات دیگری هم داریم

ما می‌گوییم منطقه از زیرساخت لازم برای توسعه و درخشندگی برخوردار است.

تاریخ که عرض شد، مردم که بیان گردید، انرژی خورشیدی که نیاز به یادآوری ندارد. دو رودخانه جاری و با برکت در ۷۱ کیلومتری خلیج فارس را همه می‌شناسند، برآورد اولیه ۳۰ میلیارد بشکه نفت در منطقه آبادان اضافه بر نعمت‌هاست، فرهنگ پالایشی، یکی از بزرگترین تاسیسات نفتی جهان. چرا آبادان، آبادان نمی‌شود؟!

کارهای شده را قدر می‌شناسیم ولی کارهای انجام نشده که به‌یقین فقط در محدوده زمانی دولت شما نیست، انتظارات تدبیر و امید را در کوتاه‌مدت و درازمدت طلب می‌کند.

امید را در آبادان بالا ببریم تا شاهد مهاجرت معکوس نباشیم.

چه خوب می‌شد خط آهنی که در دوران دفاع مقدس تا فاصله ۴۵ کیلومتری آبادان آمده است را به‌نام مبارک ثامن الحجج از شهر ثامن‌الائمه با اتصال به خط سراسری کلید می‌زدید تا خط ریلی هم در برنامه‌های پر ترافیک هوایی و زمینی زوار به آسانی به دیار امام رئوف به  کمک بشتابد و در نقل و انتقال پالایشگاه دوم و نیز کاربری صنعتی کاربردداشته باشد.

ای‌کاش با گذشت یکصد و اندی سال از برپایی پالایشگاه مطرح جهانی آبادان روزی را به‌نام روز توان صنعتی نام‌گذاری می‌کردیم و با حضور کارشناسان صنعتی و اقتصادی از وابستگی تا استقلال صنعتی را به رخ بکشیدیم.

ما معتقدیم پالایشگاه آبادان یک  تاسیسات ساده‌ی بی‌جان نیست که در گفتار سلیقه‌ای دل بشکند، نسل‌های گذشته ما از تحقیر در امان نبوده‌اند، شکنجه می‌شدند، در بشکه قیر مذاب می‌افتادند، سرها به زیر چرخ تریلرهای امریکا ذبح شده است، مرحوم علامه دوانی هاشهید نواب صفوی‌ها و خیل شهدا به‌خود دیده است. یک تاریخ حرف نگفته در دل دارد، چگونه باید از تصدی دولت خارج شود و یکی از داشتنش در عذاب و دیگری مترصد موزه شدنش می‌باشد و حتی آدم‌ها را هم روبات می‌خواهند!!!؟؟؟

این تاسیسات عظیم با بیش از ۲۷٪ سهم پالایشی کشور، دارای فرهنگ ویژه تخصصی و نیروی مرتبط با کار، برخورداری از آب دو رودخانه مناسب زیر ساخت‌ها، اتصالات، بادهای چهار جهته، مردم غیور و با دانش و منتظر کار، اسکله‌های متعدد در حال فرسایش حاشیه اروند، یک بندر بزرگ صادراتی در ۹۰ کیلومتر با خطوط لوله‌های انتقال، مطرح در جغرافیای اقتصادی جهان، گنجینه‌ای از علوم و فنون آموزشی، خدمات فنی و مهندسی، پالایشگاه باتوان و تحمل‌پذیر از تغذیه نفت خام‌های سنگین و مخلوط با API مختلف، مستعد برای تبدیل  نفت خام فروشی به فرآورده‌های نفتی، آنوقت رها شود، موزه‌اش کنند و بروند در کنار آثار باستانی و ملی تاسیساتی بسازند که با گذشت ایام آلودگی‌های صنعتی و شیمیایی نه شیرینی بگذارد و نه فرهادی!!!

رئیس جمهور محبوب

مردمی که در این منطقه روزگار می گذرانندبا عشق به‌دنبال عبور از سختی‌ها و ساختن وطن در آبادان دیگری هستند، حتی آنان که بازنشسته‌ ادارات و در حال گذر باقیمانده عمر می باشند به نیت سازندگی شهری و در صورت لزوم بهره‌گیری از تجربیات گران‌بهای دفاع مقدس در زمینه‌های مختلف نظامی در مقابل تهدیدات احتمالی می‌باشند. ای‌کاش می‌شد در ساماندهی جدید ارنج نیروهای با تجربه و یادگاران دفاع مقدس در اتصال با رویش جوانان و نوجوانان شجاع، راه‌های حفظ امنیت منطقه‌ای، ثبات اقتصادی، موجبات شکوفایی و انتقال فرهنگ همنوع‌دوستی جهانی، را متجلی ساخت.

ما باید عقبه انسانی استکبار و نوچه‌های آنان را با اندیشه‌ فرهنگی در یارگیری جدا و به صفوف فرهنگی انسان‌های بیداری جهانی به کار گیریم.

برادر بزرگوار ما از هر قوایی که هستیم نباید برای منورسازی هر چه بیشتر وطن عزیز از هیچ کوششی دریغ نماییم.

در بخش جاذب محیطی می‌توانیم با سرعت بخشی در اجرای زیر برنامه‌های باغ موزه آبادان در چشم‌انداز بی‌نظیر حاشیه اروند، ضمن ساختن مکان‌های فرهنگی زیبا و ایجاد موزه نفت با بهره‌گیری از داشته‌های محافظت شده ما و همکاران در گذشته تا کنون به نقل از گفته شخصیت‌های طراز اول موزه‌های جهانی در کشور، قطب ویژه‌ای در فراخوانی توریست‌ باشیم.

منطقه پایدار دفاعی در ابعاد آبی، خاکی با عملیات‌های مختلف و شاخص‌های نظامی هوایی، زمینی و دریایی ضرورت مرکزی به نام دایره‌المعارف دفاع را در دل این گنجینه الزامی می‌نماید تا با تردد مدرسین و شخصیت‌های نظامی به‌سمت جامعه هدف حرکت نمائیم آبادان و حکایت‌های ناگفته مصداق مقاومت و تحولات اقتصادی را در اقتصاد مقاومتی تجربه کرده است.

سال‌های در محاصره و بی‌کسی غیر از خدا، ابداع و اختراعات دفاعی حفظ داشته‌ها در بخش پدافند غیر عامل، تبدیل فرآورده‌های نفتی به سوخت مورد نیاز، تغذیه در شرایط جنگ، تقسیم‌بندی انرژی در بحرانی‌ترین وضعیت، زندگی شاد اجتماعی در به‌نمایش گذاشتن بخش‌های هنری ارتقاء یافته و هدایت شده به مسابقات کشوری حلاوت دین‌داری در عبادت و بندگی و ده‌ها سوژه عملی با تکیه بر مولفه‌های دین‌سالاری بهره‌گیری از تجربیات دینی با زندگی در حصر و همراهی انگیزه عاشورایی در اطاعت محض از رهبری تا پای جان و به بار نشستن آنچه را که امروز افتخار می‌کنیم.

آبادان را دریابیم

در بعد ورزشی با داشتن امکانات آبی، خاکی، سرمایه‌های نفتی و استعدادها؛ دانشکده‌ای را به نام ورزش با جذب دانشجویان خارجی فراهم کنیم.

آبادان امکانات بزرگ ماندن  را دارد اگر همت کنیم، به دلیل بافت اجتماعی کشورهای اطراف خلیج فارس ما از طریق ورزش و جاذبه تکنیک‌های فی‌مابین می‌توانیم تاثیرگذار باشیم که این بخش جزئیات زیادی دارد.

در این نقطه با برکت مرزی و امکانات بی‌شمار، افسرده بودن مردم، آفت بزرگی برای سایش ضریب امنیتی است. بیاییم در مدیریت شادی این منطقه تجدید نظر کنیم. به‌صلاح نیست منطقه‌ای که تنها لهجه مردمانش، هموطنان داخل کشور و حتی ایرانیان خارج از کشور را در برنامه‌ای به‌نام خندوانه به شور و شوق در آورده و موجب برتری آن شده است، مردمش افسرده باشند.

انرژی مثبت مردم در تحلیل‌های پزشکی، بایستی به‌طریق اصولی در تفرجگاه‌ها، فضای مطبوع اجتماعی و مجالس منطقی جشن و شادمانی به‌خوبی تخلیه گردد. افراط و تفریط‌های خارج از اصول، هزینه‌های درمانی را بالا می‌برد.

ما مردم را شاد و با ایمان می‌خواهیم نه بیمار و بی‌تفاوت .

اگر در تمام شهرها و رسانه‌های کشور برنامه‌های متنوع مجاز است نباید در آبادان ممنوع باشد، اشکالات را می‌شود رفع کرد، شادی را می‌شود هدایت نمود ولی صورت مسایل را نباید پاک کرد.

از آبادان و خرمشهر تا کربلا و نجف مسیر زیبای عاشقانه پیاده رفتن با حسن حال معنوی شاید مقدمه‌ای باشد برای روزهای خوش انتظار و بیعت با امام عزیزی که ‌خواهد آمد. ما می‌توانیم با بهره‌گیری از محسنات این رفتن‌های با سرانجام ادبیات گفتاری مهدوی را نیز روح دهیم و به‌شیوه‌های عملی در انتظار بودن تحرک بخشیم.

خدایی کدام نقطه جهان این همه جا برای کار دارد؟

بیاییم در رفع اشکالات در ساخت بنای شهری موجود چاره‌اندیشی کنیم امروز ساختن ساختمان‌های قدبرافراشته بلند و بدون پارکینگ با پیاده‌روهای یک‌ و نیم متری و خیابان‌های کم‌عرض سالیان گذشته و تبدیل آن به پارک عمومی وسایل نقلیه، تردد خودروهای اورژانس و ماشین‌های آتش‌نشانی را غیر ممکن می‌کند. حادثه و فاجعه قابل پیش‌بینی است، مردم هنگام گذر از پیاده‌روها بایستی آرامش داشته باشند.

شایسته نیست از این مردم با کرامت، مقاوم در دفاع و صبور در مقابل مشکلات و بیکاری‌ها بعد از جنگ با فوران چشمه‌های بدبوی فاضلاب آن هم در دل شهر تکریم کنیم. چقدر گذشته را به رخ بکشیم؟

این‌همه حدیث و آموزه دینی نسبت به تکریم افراد کبیر و مسن شده است

ما چرا باید برای جزیی‌ترین کار مثل معاینات چشم و سنجش گوش، تست ورزش یک بنشین و برپا انسان‌های ۶۰ سال به بالا را با تحمیل مشکلات به ۱۰۰ کیلومتر آن‌طرف‌تر و مرکز استان بفرستیم تا پس از چند بار رفت و برگشت و آسیب بر اعصاب آیا کارش انجام شود یا نشود؟ کجای این کار تخصص و فن‌آوری پیچیده و سخت نیاز دارد که برای ۶۰ سال به بالا در شهرش نیست، تو را به‌خدا دستور بدهید تجدید نظر کنند. این همه رفت و برگشت در محاسبه مسافت با مقدار سوخت چقدر مصرف بی‌رویه بنزین را بالا می‌برد و بعد شعار می‌دهیم با نگاه به آینده درست مصرف کنیم و یا مصرف بهینه کمکی است به مدیریت سوخت و عدم نیاز به واردات آن؟!

چطور می‌شود یک انسان تا وقتی جوان است قدرت دارد در چرخه اقتصادی و ساخت و تولید فعال است از حقوق مکفی و به امتیازهای تفریحی، درمانی هزینه‌های رفت و برگشت و همراه برخوردار است ولی وقتی بازنشسته شد، ضعف بدنی و بیماری ‌غالب شد، دریافتی نصف گردید بایستی هزینه‌های ذکر شده را حذف و به‌نوعی در سختی درمان در عذاب با تحمل مشکلات نگاه داریم.

بیایید فکری برای این افراد که مشابه آن در حال کارند و فردا نیاز به کمک دارند چاره‌ای بیاندیشید.

مگر چند ماشین و اسباب و اثاثیه برای فروش و تامین هزینه‌های درمانی کمرشکن دارند؟

چرا باید برای یک لیزر یک دقیقه‌ای پدر خانواده مرخصی بگیرد و اهل خانه را با تحمل چند ساعت سختی و هزینه به اهواز ببرد و برگردد. چرا امکانات را به شهر نیاوریم؟  این‌قدر مرکز استان را آبستن ترددهای بدون تدبیر نکنیم. قطعا رنجش شهروندان آنجا را نیز به‌دنبال دارد.

ما انتظار داریم آرمان شهر ما به جهت نزدیک بودن به منابع نیروی برق از قبیل انرژی خورشیدی، پاک و فسیلی جاده‌های برون‌ شهری از امکانات روشنایی برخوردار گردند ما در چرایی و مقایسه‌ها بی جواب مانده‌ایم.

به‌قول آقای کیانوش عیاری آبادان را پایتخت سینمای کشور نیز گفته‌اند. حالا چرا با داشتن ۱۶ سینمای قبل از جنگ حتی از یک سینما هم برخوردار نباشیم؟

چرا نباید یکی از سینماهای مناسب در دل شهر مثل سینما شیرین را با حفظ ظاهر آسیب دیده از جنگ با تجهیزات بروز داخلی همانند سینماهای مشهد و تهران مهیای احترام به مردم آبادان ننماییم؟ در جهت غنی‌سازی اوقات فراغت ما آبادانی‌ها انصافا به کجا باید پناه بریم؟

ناگفته ها بسیار است !!!!!!!!!!!!!!!!

نشان بدهید ما فراموش نشده‌ایم، سپاس از حوصله جنابعالی و هر بزرگ دیگری که این شکواییه را می‌خواند و در جهت احیای حقوق مردم این خطه مظلوم برمی‌آید.

علی پارسا آبادان خرداد ۱۳۹۵    

Emil: Parsa.ali.a@gmail.com 

  1. پ.کاشانی زاده گفت:

    باعرض سلام واحترام .انگار این دغدغه های ما-مردم آبادان-یکی است زیرابدون اینکه یک بارهم من سعادت نشستن باشمارا درجلسه ای داشته باشم ونقطه نظرات شمارابدانم محوریت کتابم که ازسال ۹۲تدوین کردم نقش کارکنان پالایشگاه درهشت سال دفاع مقدس است کتابی که به عنوان نیمه تاریک خط مقدم چاپ خواهدشد درآن کتاب از حماسه ها ،جان فشانی ،پشتیبانی وهمکاری کارکنان پالایشگاه درهمه ابعاد -البته درحدبضاعت میدان تحقیقی وارتباطاتم با کارکنان درچندواحداز پالایشگاه -اطلاعاتی راجمع آوری کردم که به امیدحق وباهمکاری ارگان مربوطه ای که از کتاب استقبال کردند چاپ خواهدشد .به امیدآبادانی آباددرایران سربلندزیرسایۀآقا امام زمان (عج) همیشه امنیت دراین کشورمستدام باد

    • سینا گفت:

      فکر میکنید این نامه ب دسته رییس جمهور محترم میرسه؟ فکر میکنید این نامه تاثیری داره؟ سخت در اشتباهید .یکسال و نیمه با وعده بهترین روزای جوان ها رو دارن تلف میکنن

  2. سید علی صالحی گفت:

    سلام
    با تشکر از برادر دلسوز علی پارسا
    موارد ذکر شده توسط شما دغدغه همه همشهریان و کسانیست که حتی یک دفعه در گذشته هم به این شهر سفر کرده اند و با دیدن این وضع ابراز تاسف میکنند.امید دارم مقام ریاست جمهور نامه شما که درد دل همه آبادانی ها، هست رو بخونند و در جهت رفع مشکلات قدمی بردارند.
    با تشکر