۲۹ شهریور ۹۶ ، ساعت ۰۴:۳۵
آمار سایت
  • کاربران آنلاین :

    0
  • بازدید امروز :

    1580
  • بازدید دیروز :

    2960
  • بازدید این هفته :

    32385
  • رتبه الکسا :

    29355
ImageWeek
آبادان را هرجور می نویسم آباد نمی شود
کد خبر : 11537۰۴ | در تاريخ : شهریور ۴, ۱۳۹۶ | ساعت : ۳:۱۰ ق.ظ
نسخه چاپی نسخه چاپی

اصلا نمی خواهم شهرم را با جاهای دیگر مقایسه کنم . می دانم هرگونه مقایسه ، قیاس مع الفارق است . آبادان ، آبادان است. شهر اندوه ها وحسرت ها . شهرفرصت های بادآوره برای بعضی . شهرفرصت های ازدست رفته برای خیلی ها .

اما چه کنم وقتی جلوی چشمانم ” خانه ی بچاری ” را خراب می کنند و آب از آب تکان نمی خورد ؟ چه کنم وقتی درست در روزی که اعضای محترم شورای شهر با فرماندار ویژه ، سرگرم انتخاب هیات رییسه ی شورای شهر و شهردار هستند ، درست بیخ گوش بیش از سیصدهزارنفر جمعیت و جلوی چشم همه ی اهالی ، در روز روشن خدا یکی از بناهای قدیمی شهر ،خراب می شود و همه خاموشند . مگر در آبادان چند خانه ی دیگر مثل این خانه وجود دارد ؟ به جرات می توان گفت : هیچ . وما چقدر در تخریب این بنای ماندگار مقصر هستیم ؟ و ما چقدر در تخریب گذشته ی خود نقش داشته ایم ؟
هنوز روح و روان آبادانی ها از تخریب بنای سربازگمنام آزرده است . هنوز داغ تخریب دبیرستان رازی در دل های آبادانی ها ست . هنوز، هنوز…
می گویند مالک خانه از دیوان عدالت اداری حکم گرفته است . حکم را دیده ام . بنا برحکم ، خانه قدمت ندارد . میراث فرهنگی ظاهرا در ثبت آن دقت نکرده است . خانه مخروبه است . مالک آن قیمتی ماورایی برای فروش به میراث فرهنگی پیشنهاد کرده و میراث هم از عهده ی خرید آن برنیامده است .

همه ی اینها درست اما خانه ی بروجردی ها و طباطبایی ها و اسماعیلی ها در یزد هم همینگونه بودند . بناهای سنتی و خانه های قدیمی بوشهر و اصفهان و کاشان و کرمان و سنندج و تبریز و خیلی شهرهای دیگر هم همین ویژگی ها را داشتند. همه ی آنها قدمت دیرینه ای نداشتند . مالک شخصی داشتند . مخروبه بودند . اما با قیمت های گزافی از مالکان شخصی خریداری شدند ، با هزینه های گزافی مرمت شدند و حالا از جمله زیباترین و پربیننده ترین آثار معماری ایران هستند . در همه جای دنیا می گردند اثری مربوط به گذشته بیابند تا هویت و دیرینگی خود را به اثبات برسانند و ما با دستان خود هنر و هویتمان را از میان می بریم و به آن مباهات هم می کنیم .
حکم دیوان عدالت اداری قابل فرجام خواهی است ، آیا میراث فرهنگی اینکار را کرده است ؟ آیا مجموعه ی مسئولین شهری نمی توانستند با مالک یا مالکان خانه ی بچاری به نوعی به تفاهم برسند که یا آن را بخرند یا معاوضه کنند که این بنا تخریب نشود؟
نمی خواهم تعارض میان قانون و منافع شخصی و اجتماعی را پیش بکشم اما به عنوان یک شهروند حق خود می دانم که به این حکم دیوان عدالت اداری که بی توجه به حقوق عمومی و اجتماعی مردم و صرفا جهت انتفاع شخص یا اشخاص ، صادر شده است ، اعتراض کنم .
شاید همین حالا که این مطلب را می نویسم دیگر خانه ی بچاری وجود نداشته باشد اما به عینه می بینم روزی را که پشت دست خود می زنیم و با آه و حسرت از این بنا یاد می کنیم درست مثل حسرتی که از تخریب دبیرستان ابن سینا ، نصیبمان شد یا اندوهی که از تخریب بافت قدیمی و گیاهی منطقه ی تانکی دو ، گریبانمان را گرفت .

سعید باجووند